تأملی برساختار وصلاحیتهای انحصاری شورای امنیت سازمان ملل

تأملی برساختار وصلاحیتهای انحصاری شورای امنیت سازمان ملل

مرتضا مظفری، آموزگار علوم تربیتی

۲۰ حمل ۱۳۹۵

207 بار


این صفحه را به اشتراک بگذارید:

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

 

قسمت دوم

  1. ساختار شورای امنیت

قبل از طرح بحث در مورد ساختار شورای امنیت، بحثی  در باره واژه ساخت، طرح می‌‌شود «کلمه‌ی ساخت (structure) از واژه لاتین stractura و از struere به معنای ساختن و بنا کردن گرفته شده است. تا قبل از قرن هفدهم این کلمه تنها در معماری به کار می‌رفت، اما از آن به بعد در علم کالبد شکافی و دستور زبان نیز به کار برده شده است. ترکیب اجزای تن آدمی نوعی ساختمانی تصور می‌شد و گمان می‌رفت که ترتیب و ترکیب کلمات نیز دارای ساخت است. در قرن نزدهم «هربرت اسپنسر» این واژه را از زیست شناسی وام گرفت و آن را در علوم انسانی به کار برد؛ اگر چه وی میان اندام زیستی و اندام اجتماعی تمایز قایل شد، ولی قیاس میان ساخت اندامی و ساخت اجتماعی، نتایج روش شناختی مهمی را به بار آورد؛ چرا که در هر دو مورد ساخت  عبارت شد از سازمان و ترتیبات بخش‌های مشاهده پذیر که در کل ساخت اجتماعی وجود دارد».[۱]

بنابراین، مقصود از ساختار عبارت است از اجزاء و عناصری که با هم در ارتباط بوده و یک کلیت را پدید می‌آورند. همان گونه که در فوق نیز آمد، شورای امنیت یکی از ارگان‌های بسیار موثرِ سازمان ملل بوده و «قادر به اعمال قوه قهریه برای اتخاذ تصمیمات الزامی است».[۲] در مورد ساختار آن می‌توان گفت که «ماده ۲۳ منشور، در متن اولیه خود (۱۹۴۵) برای شورای امنیت یازده عضو، یعنی پنج عضو دایم و شش عضو غیر دایم در نظر گرفته بود؛ اما از آن جا که این شورا با گذشت زمان و افزایش تعداد اعضاء، دیگر نمی‌توانست مظهر رکن اجراییِ سازمان باشد، به موجب قطعنامه شماره (۱۸) ۱۹۹۱ مورخ ۱۷ دسامبر ۱۹۶۳ مجمع عمومی، منشور در این مورد اصلاح شد و از ۱۹۶۵ به بعد، اعضای شورای امنیت به ۱۵ عضو، یعنی ۵ عضو دایم و ۱۰ عضو غیردایم افزایش یافت. همان گونه که ملاحظه می‌شود، تعداد اعضای دایم به همان صورت اول باقی ماند و تغییری در آن به وجود نیامد».[۳] بنابراین، ساختار کنونی که شورای امنیت از آن برخوردار می‌باشد، همان ساختاری است که پس از اصلاحیه‌ی مورخ هفده دسامبر ۱۹۶۳ اتفاق افتید؛ یعنی مرکب از ۱۵ عضو بوده که پنج تای آن اعضای دایم، و ده‌تای آن اعضای غیر دایم‌اند. بند اول ماده بیست و سوم منشور، مدتِ حضورِ اعضای غیر دایم شورای امنیت را دو سال بیان کرده است که بر اساس دو معیار گزینش می‌شوند. اول این‌که اعضای دایم باید از میان کشورهایی انتخاب شوند که صلح دوست بوده و در راستای مقاصد و اهداف سازمان ملل متحد حرکت می‌کنند. دوم این‌که در گزینش و انتخاب اعضا باید تقسیم بندی منصفانه‌ای جغرافیایی لحاظ شود؛ با توجه به همین اصل اخیر، در سال ۱۹۴۶ میلادی توافق شد که: «هر دوسال یک بار پنج عضو از آفریقا و آسیا، دو عضو از کشورهای آمریکای لاتین( آمریکای مرکزی، جنوبی و مکزیک، دو عضو از کشورهای اروپای غربی و سایر دولت‌ها، یک عضو از کشورهای اروپای شرقی، یک عضو از خاورمیانه و یک عضو از کشورهای مشترک المنافع انتخاب شوند. به منظور جلوگیری از مناقشات و رقابت‌های دولت‌ها در انتخاب، امکان انتخاب مجدد عضو غیر‌دایم پس از مدت دو سال وجود ندارد».[۴]

به همان سان که آقای بیگدلی نیز، بیان کرده است: «شورای امنیت دارای چهار نهاد وابسته است؛ کمیته ستاد نظامی -که عملاً کاری را انجام نمی‌دهد- کمیسیون خلع سلاح، کمیته کارشناسان و کمیته پذیرش اعضای جدید».[۵] نکته‌ای که نباید آن را فرو گذاشت این است که امروزه به اثر تحولات که در عرصه جهانی اتفاق افتاده است، بحث‌هایی را به میان کشیده است که بازهم ساختار شورای امنیت، بایستی در معرض تغییر واقع گردد؛ سخنی که با مخالفت‌ها و موافقت‌های زیادی به همراه بوده است.

  1. صلاحیت‌های شورای امنیت

قبل از شروع بحث در باره وظایف و صلاحیت‌های شورای امنیت، خوب است تا مفهوم صلاحیت را از منظر حقوقی به بررسی گیریم. صلاحیت در یک تعریف، عبارت از اختیاراتی است که یک سازمان بین المللی بر اساس سند موسس خود به دست آورده و از این طریق، می‌خواهد تا به اهداف خویش، نایل آید.[۶] صلاحیتی که شورای امنیت از آن برخوردار می‌باشد، در راستای انجام وظیفه و مسؤولیت است که از سوی اعضای سازمان ملل متحد به او سپرده شده است. ماده ۲۴ منشور، در بند اول خود به مهم‌ترین مسؤولیت اشاره دارد که شورای امنیت بایستی آن را انجام دهد، این چنین بیان می‌دارد: «به منظور تامين اقدام سريع و مؤثر از طرف ملل متحد اعضاي آن مسئوليت اوليه حفظ صلح و امنيت بين‌المللي را به شوراي امنيت واگذار مي‌نمايند و موافقت مي‌كنند كه شوراي امنيت در اجراي وظايفي كه به موجب اين مسؤوليت بر عهده دارد از طرف آنها اقدام نمايد».[۷]

بنابراین، بر اساس ماده مذکور، اساسی‌ترین مسؤولیت که شورای امنیت باید آن را انجام دهد، حفظ صلح و امنیت بین المللی است و با توجه به وظایفی که به دوش او نهاده شده است، صلاحیت‌ها و اختیارات نیز، به شورای مذبور، اعطا شده است. اختیارات و صلاحیت‌هایی که شورای امنیت از آن برخوردار است، در دو حوزه قابل دسته بندی است: یکی صلاحیت‌های که میان شورای امنیت و مجمع عمومیِ سازمان ملل متحد مشترک است. دومی نیز صلاحیت‌های انحصاری که مخصوص شورای امنیت بوده و هیچ سازمان دیگری حق مداخله در آن را ندارد. صلاحیت‌های مشترکی که شورای امنیت از آن برخوردار است، مواردی اند که در ذیل به گونه کوتاه بیان می‌شوند:

الف) صلاحیت‌های مشترک با مجمع عمومی

موضوعاتی که هم در حوزه اختیارات و صلاحیت های مجمع عمومی و هم شورای امنیت مشترک‌اند، شامل موضوعات زیر می‌شوند:

  1. پذیرش اعضای جدید
  2. اخراج و تعلیق حق رای اعضای متخلف
  3. انتخاب دبیر کل سازمان ملل
  4. انتخاب قاضی‌های دیوان بین المللی عدالت/ دادگستری
  5. تجدید نظر در منشور[۸]

موارد مذکور، جزء صلاحیت‌های مشترک میان شورای امنیت و رکن مهم دیگر سازمان، یعنی مجمع عمومی سازمان ملل است که تفصیل آن را، در فرصت دیگری بررسی خواهیم کرد. آن چه را که در این مقال، به بررسی می‌گیریم، اختیارات است که منحصر به شورای امنیت بوده و صرفا در حوزه صلاحیت‌های ویژه‌ی آن می‌گنجند.

ب) صلاحیت‌های انحصاری شورای امنیت

  1. نقض صلح، تهدید علیه صلح و عمل تجاوز

صلح یکی از برجسته‌ترین خواسته‌ها در درون اجتماع انسانی است؛ واقعیت که بدون آن زندگی انسانی متزلزل و نابود خواهد شد. روی همین جهت است که «حفظ صلح و امنیت بین‌المللی» به عنوان یکی از مهم‌ترین ایده‌آل‌ها و اهداف سازمان ملل متحد، عنوان شده است و کشورهای که منشور را به تصویب رسانده اند، این مسؤولیت مهم و اساسی را به عهده شورای امنیت نهاده‌اند، و موافقت کرده‌اند که از تمامی فعالیت‌ها و کنش‌های این شورا، پشتیبانی و حمایت می‌کنند.

به عنوان مثال، در بند اول ماده یکم آمده است که یکی از مهم‌ترین اهداف سازمان ملل عبارت است از: «حفظ صلح و امنيت بين‌المللي و بدين منظور، به عمل آوردن اقدامات دسته جمعي مؤثر براي جلوگيري و برطرف كردن تهديدات عليه صلح و متوقف ساختن هرگونه عمل تجاوز يا ساير كارهاي ناقض صلح و فراهم آوردن موجبات تعديل و حل و فصل اختلافات بين‌المللي يا وضعيت‌هايي كه ممكن است منجر به نقض صلح گردد با شيوه‌هاي مسالمت‌آميز و برطبق اصول عدالت و حقوق بين‌الملل».[۹] هم چنین بند اول ماده بیست و چهارمِ منشور می‌گوید: «به منظور تامين اقدام سريع و موثر از طرف ملل متحد اعضاي آن مسؤوليت اوليه حفظ صلح و امنيت بين‌المللي را به شوراي امنيت واگذار مي‌نمايند و موافقت مي‌كنند كه شوراي امنيت در اجراي وظايفي كه به موجب اين مسؤوليت بر عهده دارد از طرف آن‌ها اقدام نمايد».[۱۰] سوالی که در این میان در ذهن انسان متبادر می‌شود این است که مقصود، از واژه صلح چیست و این مفهوم کدام بار معنایی را حمل می‌کند؟ بر مبنای روایت دکتر محمد جعفر حبیب زاده و دکتر محمد توحیدی فر، چنین آمده است: «به زعم برخی از صاحب نظران، صلح به معنای فقدان جنگ است؛ یعنی اگر بین دو کشور جنگ برقرار نباشد می‌توان گفت که این دو کشور در حالت صلح به سر می‌برند. این تعریف از صلح، تعریف جامع و مانعی نیست و در آن صلح، مفهوم بسیار ابتدایی و خاص جوامع ابتدایی تلقی شده است.

از نظر دیگران وجود رابطهی مسالمت آمیز، صلح است. این تعبیر از صلح، تعبیر متعالی و خاص جوامع متمدن امروزی است. یکی از نقاط ضعف منشور ملل متحد که نتیجه اقتضای زمان تدوین آن، یعنی بیش از نیم قرن قبل است، این است که منشور اساساً طرف‌دار صلح منفی یا به اصطلاح فقدان جنگ است، نه صلح مثبت که بر سیاست تنش زدایی جهانی، یعنی نوع وضعیت خاص سیاسی- اجتماعیِ که در پی استقرار عدالت در محیط بین المللی به وجود می‌آید مبتنی است».[۱۱]

بنابراین، در راستای حفظ صلح و از بین بردن موانع و چالش‌های فرا راه آن، شورای امنیت بر اساس ماده سی و نهم منشور، صلاحیت دارد تا در باب موارد؛ چون: تهدید علیه صلح، نقض صلح و عمل تجاوز که از منظر منشور ملل متحد به مثابه عوامل مخل امنیت بین المللی و در تعارضِ با صلح بین المللی تلقی می‌شوند، اقدامات لازم و مقتضی را انجام دهد. در منشور، نه تنها اقدام در خصوص عناوین مذکور، بلکه حتا تعریف آن‌ها نیز، به شورای امنیت واگذار شده است، تا این شورا با صلاحیت وسیع، بتواند مصادیق آن‌ها را متناسب با رویکرد و نوع نگاه خویش، مشخص و به اقداماتی در مورد آن دست یازد. روی همین جهت است که امروزه حرف و حدیث‌های مختلفی در باب مقوله‌های مذکور شکل گرفته که در زیر، به گونه‌ای کوتاه، برخی از این تعاریف را بیان می‌داریم.

الف) نقض صلح: این که نقض صلح به چه معنا است و چه تفاوتی میان مفهوم مذکور و عمل تجاوز وجود دارد، دیدگاه روشن وجود نداشته و مرزی دقیقی میان آنها تعریف نشده است. برخی معتقداند که عمل تجاوز زیر مجموعه نقض صلح بوده و تفاوت چندانی میان آنها وجود ندارد. «گنجاندن عبارت «عمل تجاوز» در منشور به پیشنهاد و اصرار دولت شوروی سابق در کنفرانس «دامبارتون اکزاسیت» بود که با مخالفت دولت ایالات متحده آمریکا رو برو شد؛ زیرا آمریکا معتقد بود نقض صلح به معنای تجاوز است و با وجود این عبارت، درج واژهی تجاوز در ماده ۳۹ منشور، عمل لغو و زایدی است».[۱۲]براساس عبارت «سایر اعمال ناقض صلح» در بند اول ماده یکم منشور، هانس کلسن، تفسیر موسعی در باب مفهوم مذکور بیان نموده و معتقد است که «هرگونه تجاوز جدی به حقوق بین الملل و خاصه هرنوع تخطی از تعهداتی که به موجب منشور بر عهده اعضای سازمان گذارده شده، علاوه بر آن که تخطی از تعهدی محسوب میشود که اعضای سازمان در مورد خود داری از توسل به تهدید یا به کاربردن نیرو دارد، ممکن است نقض صلح نیز به حساب آید».[۱۳]

بنابراین، از منظر کلسن انجام و ارتکاب هر عمل که بر خلاف تعهدات بین المللی باشد، نقض صلح به حساب میآید. بر مبنای روایت آقای داکتر ابراهیم بیگ زاده «اگرچه عنوان «نقض صلح» دست شورای امنیت را به خصوص به لحاظ ملاحظات سیاسی باز میگذارد، اما چندان با استقبال این رکن مواجه نشده است. شورای امنیت از اصطلاح نقض صلح تا به حال فقط در چند بحران بین‌المللی استفاده کرده است که مهمترین آنها بحران کره (۱۹۵۰)، بحران جزایر مالویناس یا فالکلند (۱۹۸۲)، جنگ ایران- عراق (۱۹۸۷)، تهاجم عراق به کویت (۱۹۹۰) و بحران بوسنی و هرزه گوین میباشد. همان طور که ملاحظه میشود، شورای امنیت معمولا از عنوان نقض صلح در مخاصمات مسلحانه شدید استفاده میکند تا بتواند بدون تعرض به دولت خاطی، هم مبادرت به اعاده صلح کند و هم امکان دست یابی به یک راه حل سیاسی را نیز، حفظ نماید».[۱۴]

 

 توسلی، غلام عباس، نظریه های جامعه شناسی، تهران: سمت، ۱۳۷۰٫ [۱]

 غفوری، محمد، سازمان های بین المللی، تهران: سمت، ۱۳۸۶، ص ۱۱۹[۲]

 پل تاور نیه، تغییر ساختار شورای امنیت سازمان ملل متحد: نقش قدرت های بزرگ، مترجم، دکتر ابراهیم بیگ زاده، مجله تحقیقات حقوقی، ص ۴۹۲ [۳]

 غفوری، پیشین، ص ۱۲۲[۴]

 زمانی، سید قاسم، حقوق سازمان های بین المللی، تهران: موسسه مطالعات و پژوهش های حقوقی شهر دانش، چاپ دوم، ۱۳۹۳، ص ۲۱۹[۵]

 همان، ص ۹۸[۶]

 کمالان، سید مهدی، منشور سازمان ملل متحد، تهران: کمالان، چاپ سوم ۱۳۸۹، ص ۴۴[۷]

 بیگدلی، پیشین، ص ۲۱۸[۸]

 کمالان، پیشین، ص ۱۷[۹]

همان، ص ۲۴[۱۰]

 حبیب زاده، دکتر محمد جعفر، اختیارات شورای امنیت سازمان ملل متحد در حفظ صلح و امنیت بین المللی، مجله دادرسی، شماره ۳۰، قسمت اول، ۱۳۸۰، ص ۲۱[۱۱]

 حبیب زاده، دکتر محمد جعفر، اختیارات شورای امنیت سازمان ملل متحد در حفظ صلح و امنیت بین المللی، مجله دادرسی، شماره ۳۱، قسمت اخیر، ۱۳۸۱، ص ۱۷ [۱۲]

 همان، ص ۱۷[۱۳]

بیگ زاده، ابراهیم، حقوق سازمان های بین المللی، تهران: مجد، ۱۳۸۹، ص ۵۲۱[۱۴]


نظر شما چیست؟