۳۱ سنبله

۱۳۹۷

در چشم‌هایم نفس بکش


نوشته شده توسط: ام‌البنین، هشتم الف دختران

زندگی سراسر جلوه‌ای از تصویر تو را برایم رقم می‌زند. هر سال، هر فصل، هر ماه، هر هفته، هر روز، هر ساعت، هر دقیقه و هر ثانیه برایم تو را زنده می‌کند. هر سال که سال نو می‌آید، در آن سال آرزوی تو را برایم به ارمغان می‌آورد و هر فصلی که می‌آید، برایم خاطره‌هایی […]

بیشتر بخوانید

محمدرضا

۲۸ جوزا

۱۳۹۷

انسانیت؛ ارزشی که گم کرده‌ایم


نوشته شده توسط: محمد رضا حسینی، دانش‌آموز صنف هشتم

قلمم را در دست می‌گیرم و انشایم را آغاز می‌کنم. انشای که با بودنش تفسیر تمام خوش‌بختی کامل می‌شود و در نبودنش سرچشمه‌ی تمام بدبختی‌های جامعه‌ی بشری بزرگ‌نمایی می‌کند. انشای من درباره‌ی انسانیت است. انسانیتی که سال‌هاست ما با آن بیگانه‌ایم. انسانیتی که قرن ما روزگار مرگ آن است. قرنی که اعتبار مردانگی را نامردها […]

بیشتر بخوانید

IMG_4819

۲۰ ثور

۱۳۹۷

مادرم؛ فرشته‌ی رویاهایم


نوشته شده توسط: اناهیتا ماندگار

سلام به تو ای فرشته‌ی رویاهای من مادر یعنی عشق، عشق یعنی محبت، محبت یعنی زندگی، زندگی یعنی نفس های تو. با هر واژه‌ای که بخواهم تعریفت کنم، باز هم کم است. هیچ چیزی مادر شده نمی‌تواند. مادر بهترین تحفه‌ی خداوند و معنای روشن سپاسگزاری انسان از خدای بزرگ است. قدر مادر خود  را بدانیم. […]

بیشتر بخوانید

IMG_2949

۱۹ ثور

۱۳۹۷

دور ترین نقطه‌ی جهان


نوشته شده توسط: مهدیه عباسی هشتم ب دختران

شاید شما به این فکر باشید که دورترین نقطه‌ی جهان کجاست. چه قسم به دورترین نقطه‌ی جهان می‌توانیم سفر کنیم. شاید فکرکنید که با طیاره، با موتر، با کشتی و یا هم با موترسیکلیت به دورترین نقطه‌ی جهان می‌توانیم برویم و یا هم با این وسایط دورترین نقطه‌ی جهان را می‌توان پیدا کرد. یا بر […]

بیشتر بخوانید

IMG_4819

۱۰ حوت

۱۳۹۶

پدرم؛ تاج سرم


نوشته شده توسط: اناهیتا ماندگار، هفتم ب

ای قوی‌ترین فرشته‌ی راه زندگی، ای دل‌آورترین قهرمان من، ای نمونه‌ی صلابت سکوت مردانگی، ای دوست‌داشتنی‌ترین صدا و نگاه، با دستان گرم و قوی به نام زندگی؛ به نام پدرم. پدر یعنی عشق، عشق یعنی آرامش، آرامش یعنی گذشت، گذشت یعنی صبر، صبر یعنی استقامت و استقامت یعنی پدر. پدر شاید دیگر مرا تاج سرت […]

بیشتر بخوانید

IMG_1661

۱۰ حوت

۱۳۹۶

حرف دل


نوشته شده توسط: مژگان جمال، نهم الف

هیچ چیز غیر واقعی‌تر و گمراه کننده‌تر از احساسات انسان‌ها نیست. می‌توان به پایان راه رسید و دل زده شد، از کسی که تا دیروز عاشقش بودی؛ اما امروز نیستی. کافی است. همین کسی که خدا خدا می کردی راهش را بکشد و زودتر برود، دوباره به در کوچه‌بازار احساسات پرسه می‌زند. در گیرودار بازی […]

بیشتر بخوانید