73008662_2356142101312506_3354999435389042688_n


۹ عقرب

۱۳۹۸

چند قدم تا آزادی


نوشته شده توسط: علی‌الیاس ستیر، ششم الف پسران

اول در ذهن ما خلق می‌شود که آزادی چیست؟ آزادی به معنی خلاص شدن از اسارت؛ اسارت های جسمی و فکری. انسان‌ها آزاد آفریده شده است. ما انسان‌ها باید هم‌واره در فکر این باشیم که هیچ وقت کسی آزادی ما را سلب نکند. هم‌چنان ما هم حق سلب کردن آزادی دیگران را به خود ندهیم. […]

بیشتر بخوانید

حوا سالار


۴ عقرب

۱۳۹۸

من چه می‌خواهم؟ شهر رویایی من کجاست؟


نوشته شده توسط: حواگل سالار، ششم سواد حیاتی

دیشب رفته بودم پاریس فکر کنم تازه شش سالم بود، نمیدانم کی‌ها بودند که دستانم را گرفته ‌بودند و من بالا بالا طرف برج ایفیل پرواز می‌کردم در حالی‌که دستانم در دستان ایشان بود؛ اما می‌دانم خیلی دوست‌داشتنی و مهربان بودند، خیلی دل‌سوز و غم‌‌خوار، البته این را لحظه‌یی فهمیدم که در آسمان بودم و […]

بیشتر بخوانید

صدف شریفی


۴ عقرب

۱۳۹۸

مادر، تو زیباترینی


نوشته شده توسط:  صدف شریفی، نهم الف دختران

هر صبح با صدای زیبای مادرم از خواب بر می‌خیزم و بعد از شستن دست و رو، لباس‌های مکتبم را می‌پوشم. سپس رو به آیینه می‌ایستم تا مادرم موهایم را ببافد. او با دستان لطیفش هر روز صبح موهایم را نوازش می‌کند. هرگاه که رو به آیینه می‌ایستم مادرم را زنی جوان و زیبا می‌بینم. […]

بیشتر بخوانید

فرشته وفی


۴ عقرب

۱۳۹۸

چشمان مهربان معلم


نوشته شده توسط: فرشته وفی، ششم الف دختران

آن روز آغاز سال تعلیمی بود و من باید به مکتب می‌رفتم. شش سال بیشتر نداشتم. هم حسی خوبی داشتم و هم یک نوع حس اضطراب شدید. با پدرم دست به دست راه می‌رفتم و همچنان فکر می‌کردم، ناگهان با صدای بم پدرم به خودم آمدم که گفت: «دخترم، رسیدیم. می‌بینی که چقدر مکتبت زیباست». […]

بیشتر بخوانید

گلثوم


۴ عقرب

۱۳۹۸

خزان


نوشته شده توسط: گلثوم حسینی، سوم ج

در فصل خزان، برگ‌ها رنگ طلایی به خود می‌گیرند و برگ‌ها از درختان خود آزرده می‌شوند و با یک صدای هوهوی باد بر روی زمین می‌ریزند. درختان از این حالت آزرده شده و آرزو می‌کنند که ای کاش بهار می‌بود و برگ‌هایم از کنارم نمی‌رفتند و رنگ برگ‌هایم سبز می‌بود و همچنان برگ‌های من در […]

بیشتر بخوانید

نرگس احمدی


۲۵ میزان

۱۳۹۸

نقاشی ماهرانه


نوشته شده توسط: نرگس احمدی، نهم الف دختران

آرام و لطيف قُطي رنگ‌ها را به‌ روي بَنَرها مي‌پاشم و به شكل موج دريا در مي‌آورم. با بُرسِ بزرگ سطح وسيعي از پهناهاي زمين مي‌كشم و روي آن كره‌ي خاكي، آدمك‌هايي با مفكوره‌هاي متفاوت در مي‌آورم. با سبزترينِ‌ رنگ‌ها درختاني به بلنداي آسمان ترسيم مي‌كنم كه آشيانه‌ي خوبي براي پرندگان مهاجر بيش نخواهد بود.كمي […]

بیشتر بخوانید