مریم سلطانی

۴ عقرب

۱۳۹۸

عاشق باران شویم


نوشته شده توسط: مریم سلطانی، آموزگار اصول صنفی

کاش همه می توانستند باران را دوست داشته باشند، بادیدنش ازخوشحالی بال دربیاورند، به آسمان بارانی پرواز کنند و نگران خیس شدن بال‌های‌شان نشوند! کاش باران همیشه مهمان شالی‌زارها بود، همیشه دوستش داشتیم و ما مثل شالی‌زارهای برنج که هیچ وقت ازآب سیر نمی شویم! آن وقت باران می‌توانست هرچه دلش می‌خواهد ببارد و آدم […]

بیشتر بخوانید

رها نوروزی

۵ اسد

۱۳۹۸

قانون زنده‌گی


نوشته شده توسط: جک لندن. برگردان: جواد رها نوروزی

پیرمرد سرخ‌پوست(‌Indian) بالای برفها نشسته‌بود. او رهبر قبیله کاسکوش بود. ولی حالا او تنها کاری که می‌توانست انجام دهد، این بود که بنشیند و به حرفهای دیگران گوش‌دهد. چشم‌هایش دیگر ضعیف شده‌بودند و نمی‌توانستند به آسانی ببینند، ولی گوشهایش آماده‌ی شنیدن هر صدایی بودند. “آها…”، این صدایی دخترک کوچک‌اش بود که سگها را می‌زد تا […]

بیشتر بخوانید

آسایی

۲ سرطان

۱۳۹۸

یک جفت موزه یک خاطره‌ی عشق


نوشته شده توسط: انور آسایی، مدیر لیسه‌ی عالی معرفت

کودکی‌هایم یادش به‌خیر…! کلاسِ پنجم بودم، ایران مدارس- مکاتب معمولا مثل مناطق گرمسیری افغانستان باز است یعنی از ماه میزان تا اواخر جوزا، آن زمان سیستم امتحانات و ارزشیابی مدارس ایران سه ماه به سه ماه بود، یعنی امتحانات سه ماهه‌ی اول که در بین مردم به امتحان ثلث اول شهره بود و امتحان سه […]

بیشتر بخوانید

آسایی

۲۵ جوزا

۱۳۹۸

در جستجوی خدا


نوشته شده توسط: انور آسایی، مدیر لیسه‌ی عالی معرفت

گلِ شب‌بو، گل پیچک قناری و  قدِ لک لک بلندِ آسمان آبی و زیبایی مرغابی شب و اِستاره‌ها روشن بهار و بوستان گل‌شن اذان صبح‌گاه و شام بهاران و گلِ بادام شه‌پولاد بامیان …و قشنگی زمستان …و تمامِ میوه‌ها شیرینُ گل‌برگ گل نسرین دریاها و اقیانوس زمان از عهد دقیانوس تمامِ هستی و نیستی به […]

بیشتر بخوانید

images (9)

۹ حوت

۱۳۹۴

نگاه گذرا به ادبیات عرفانی


نوشته شده توسط: محمدرضا میرزایی، آموزگار ادبیات دری

بخش کثیری از نوشته‌های زبان فارسی را ادبیات عرفانی تشکیل می‌دهد و شناخت این بخش برای ما ضروری است. هرچند تا به حال تحقیقات گسترده در این بخش صورت گرفته و این موضوع از زوایای مختلف مورد بررسی قرار گرفته است؛ اما نظر به این که حجم بزرگی از داشته‌های ادبی حوزه‌ی زبان فارسی را […]

بیشتر بخوانید

2

۱ حوت

۱۳۹۴

مهمان مهربانی


نوشته شده توسط: رحیمه احمدی، آموزگار ادبیات‌

کاش می‌شد خیمه زد برصورت زیبای آب کاش می‌شد یک حقیقت این خیال و این سرآب کاش می‌شد چون پرستو رو به بالا پرزدن کاش می‌شد خالی از کبرو غرور این روح وتن کاش می‌شد کرد دگرگون فکر زشت و ناپسند کاش می‌شد تا نبیند قلب پاکی را گزند کاش می‌شد حک به دل رسم […]

بیشتر بخوانید