من و خودکارم

انیتا، صنف هفتم ج

۲۳ دلو ۱۳۹۴

574 بار


این صفحه را به اشتراک بگذارید:

Share on Facebook0Share on Google+0Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn0Print this page

خودکارم همدم تنهایی‌های من است، هنگامی که هیچ کسی را ندارم و در عمق تنهایی‌هایم فرو می‌روم و همواره به زمین می‌خورم. هیچ چیزی جز خودکارم نمی‌تواند مرهم این تنهایی و زخم‌هایم باشد؛ چون خودکارم هیچ سخن نمی‌گوید؛ مگر آنچه که من بخواهم و بدون هیچ حرفی، دردهایم را در خود می‌گنجاند و به رشته تحریر در می‌آورد. حتا موقعی که بغض دارم و هیچ بازوی برای گریه‌هایم ندارم، تنها خودکارم هست که به دادم می‌رسد و گریه‌هایم را تحمل می‌کند.

چه‌گونه می‌توانم از او بنویسم در حالی که کلمه‌ای برای توصیف آن ندارم…. او در کلماتم نمی‌گنجد، نمی‌دانم چه بگویم در مورد تنها همرازم، هم‌دردم؟ شاید او تنها کس و تنها چیزی است که خیلی دوستش دارم…. دوستش دارم چون خوب درکم می‌کند. دوستش دارم چون تنها همدم من است و موقع تنهایی به دادم می‌رسد.

می‌پرستمش، چون حرف‌هایی را که حتی به نزدیک‌ترین عزیزم؛ یعنی مادرم نمی‌توانم بگویم، با خودکارم می‌توانم همه را بنویسم و یکی یکی به او بازگو کنم. در مقابل حرف‌هایم سکوت می‌کند، گوش می‌کند، در موقعی که غم دارم با من می‌گرید، در موقع خوشحالی‌ام با من خوشحال است و می‌خندد و….

دوستم دارد، چون بدون هیچ دلیلی، بدون این‌که مرا بشناسد، برایش همه چیز را بیان می‌کنم و او از همه دار و ندارم با خبر است و هر آنچه در فکر م است با خودکارم در میان می‌گذارم. خودکارم شاید همان چیزی باشد که مرا در اوج موفقیت می‌رساند.

خودکارم با روح خودش به من خدمت می‌کند، او خودش را جانانه فدایم می‌کند، چون من هم به او صادق هستم و آنچه که می‌گویم، همه را راست وآشکارا بیان می‌کنم.  من به خودکارم عشق می‌ورزم، زیرا تمام شیره‌ی بدنش را در اختیار من و در اختیار ثبت غم‌هایم می‌گذارد.


نظر شما چیست؟