نامه‌ای برای معلم من

نامه‌ای برای معلم من

شفیقه احمدی

۱ قوس ۱۳۹۴

9857 بار


این صفحه را به اشتراک بگذارید:

Share on Facebook0Share on Google+0Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn0Print this page

سلامی از گرمترین نقطه‌ی وجودم برای کسی که مرا خودم ساخت.

ای بهترین و ای مهربان‌تر از خودم ! ببخش برای اینکه بودنت را ندانستم.

این تو بودی که برایم آموختی «بابا آب داد » و امروز آن قدر بزرگ شده‌ام که از خودم برایت بنویسم و از تو بنویسم، در امتداد کوچه‌های شیرین خاطرات …. . ، مرا ببخش که گاهی قصداً آزارت میدادم … گستاخی میکردم … میتوانستم؛ اما نمی‌نوشتم و نمی‌خواندم. با این همه، اما سپاس‌گزارت هستم، معلم خوبم .

سپاس‌گزارم از اینکه وقتی من نمی‌نوشتم، تو با من می‌نوشتی، عشق را در دفترم جاری می کردی ، با وجود همه‌ای بی خودی‌هایم ، خود بودنم را نشانم دادی .

معلمم؛ من سر لوحه‌ی اولین کتاب زندگی‌ام را با یاد تو نوشتم. چراغ مهربانی‌ات روزها نیز می‌درخشد و نگاه‌های پر از عشقت به زندگی امیدوارم میکند .

معلم خوبم، در فراسوی پرده‌ها که اشعه‌های نورافشان خورشید تابیدن گرفت، جزتو چه کسی شمعی در دلم روشن کرد؟ هنگامی‌که در عمق تنهایی فرورفته بودم  و کسی را نداشتم که مرحم زخم‌هایم باشد، جز تو چه کسی به یاری من، من به زنجیر کشیده شده شتافت ؟

درآن هنگام که از همه چیز و همه کس رانده شده بودم، جز تو چه کسی محبت را به من آموخت و دستانم را با مهربانی فشرد؟ در آن وقت که از همه چه نا امید بودم، جز تو چه کسی من ناامید از همه چیز را ، حتا مرا به زندگی دوباره امیدوار کرد و به زندگی واداشت؟

تو به من عشق را ، دوستی را ، خوب بودن را، از همه مهم تر قلم گرفتن را آموختی؛ اما من … من هنوز نمیدانم چگونه به پاس آن همه مهربانی‌هایی که بر من روا داشتی، سپاس‌گزارت باشم ؟ با کدام زبان بی‌زبانی‌ام ممنونت باشم؟

معلم مهربانم، ای فرشته‌ی نجاتم و ای مهربان تر از همه، دستانت را می ستایم؛ چون با همان دستان اهورایی‌ات، نوشتن را آموختی و عاطفه را هدیه‌ام کردی.

حرفه‌ایت را می‌ستایم؛ چون با شیرین زبانی‌هایت، مرا به زندگی و به آینده ، امیدوار کردی .

چشم‌هایت را می ستایم؛ زیرا وقتی محبت‌آمیز به کتابچه‌ی کارخانگی‌ام نگاه می‌کردی،‌ به توانمندی‌ام اعتماد پیدا می‌کردم. لب‌هایت را می‌ستایم؛ چونکه عشق را برایم معنا کرد.

نگاهت را می ستایم؛ چون با یک نگاه صمیمی‌ات راه انسانیت را نشانم داد و گفت : که همیشه باید مثل رنگین کمان، رنگین بود، همیشه سبز بود، پرعطوفت بود، پر مهر بود، پر محبت بود و پر از صداقت بود.

چهره‌ات را می‌ستایم؛ چون دوستش دارم و به تمام پرستوهای که در کنج قلبم لانه کرده‌اند، می‌گویم که به معلم بهتر از وجودم، به لطافت یک لبخند پر از عاطفه بگویند، تا روزی که تپش قلبم قطع نشود، تا روزی که معنای عشق را می‌فهمم، تا مرگ، تا ابد و تا قیامت  دوستش داشته باشم ، دوستش دارم  و دوستش  خواهم داشت.

معلم عزیر، برای بودنت، همیشه موفقیت و سبز بودنت را دعا میکنم.

هر یک تان را دوست دارم.

تقدیم به همه‌ی معلمان معرفت


نظرات:

من خیلی معلمم را دوست دارم

توسط: معصومه

(حوت ۱۱, ۱۳۹۷)


نظر شما چیست؟