نظارت و راهنمایی در آموزشی

نظارت و راهنمایی در آموزشی

رضا رهیاب

۲۰ حمل ۱۳۹۵

864 بار


این صفحه را به اشتراک بگذارید:

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

نظارت و راهنمایی آموزشی یکی از وظایف عمده راهنمایان آموزشی و یا مدیران و مسوولان  اداری در یک نظام آموزشی است. نظارتِ توأم با راهنمایی، کار زیر مجموعه‌ها، به خصوص معلمان را آسان می‌کند. معمولاً هر آموزگاری این انتظار را از راهنمایان آموزشی خود دارند تا نکته قوت‌ها و ضعف‌ها را برای‌شان گوش‌زد کنند. این یادآوری‌ها می‌توانند کتبی و یا شفاهی باشند؛ ولی بهتر خواهد بود که اگر تخطیی صورت گرفته باشد، راهنمای آموزشی به صورت فردی با معلم صحبت کند. در این صحبت‌های اصلاح‌گرایانه، ابتدا نکته قوت‌ها و بعد تذکرات لازم داده شود. اگر این یادآوری‌ها کتبی باشند، شاید شخص معلم برداشت نامطلوبی را بگیرد، در صورتی که حضوری و یا شفاهی باشد، مدیر بخش می‌تواند با مهارت خاص –ب دون این‌که برای معلم احساس نامطلوبی رخ دهد- او را متوجه سازد.

برای روشن شدن بحث بهتر است از مفهوم نظارت و راهنمایی آموزشی تعریف دقیق‌تر داشته باشیم. «در فرهنگ عمید نِظارت به معنای زیرکی و فراست، نَظارت به معنای عمل ناظر و راهنمایی به معنای عمل راهنما و راه نشان دادن به کسی، رهبری و هدایت آمده است».

در فرهنگ تعلیم و تربیت نظارت و راهنمایی را چنین تعریف کرده اند: «کوشش های مسوولان منتخب مدرسه برای راهنمایی و هدایت معلمان و دیگر کارکنان آموزشی در اصلاح وضع آموزش و روش های تدریس که مستلزم تحریک رشد و پیشرفت حرفه ای معلمان، انتخاب هدف های آموزشی و تجدید نظر در آنها، مواد آموزشی، روش‌های تدریس و ارزشیابی آنهاست» (گود، ۱۹۷۳). مارکس و استوپس هرگونه فعالیتی را که عمدتاً برای اصلاح آموزش در صنف درس صورت گیرد، در حوزه نظارت و راهنمایی آموزشی تلقی می کنند. (برتون و برواکنر (۱۹۵۵).

برخی نظارت و راهنمایی آموزشی را خدمت فنی- تخصصی‌ای می‌دانند که هدف آن ها مطالعه و اصلاح همه عواملی است که بر رشد و پرورش کودک اثر می‌گذارد و معتقدند این کار وقتی به طور موثر انجام می‌گیرد که مبتنی بر همکاری گروهی باشد. در متون کلاسیک تربیتی، نظارت و راهنمایی به معنای کنترل، هدایت، و ارزشیابی امور جاری به منظور بررسی عملکرد‌هاست و ناظر آموزشی کسی است که نظارت بر کمیت و کیفیت کار دیگر کارکنان داشته باشد. نظارت و راهنمایی قبل از سال ۱۹۰۰ عمدتاً از طریق بازرسی اداری و رسمی مدرسه و کلاس درس توسط افراد غیر‌حرفه‌ای و در بعضی موارد توسط شهروندان محلی، مذهبی یا کمیته‌های ویژه متشکل از افراد عادی انجام می‌گرفت. در آن زمان نیز مخاطب این تفتیش‌ها مهم تر از همه معلمان بودند؛ اما در اوایل قرن بیستم، نظارت و راهنمایی آموزشی بر حسب یافته‌های «مدیریت علمی» معنای دقیق‌تری را به خود گرفت، به این معنا که بعضی دستورالعمل‌ها و یا قالب‌ها برای معلمان داده شد تا طبق آن عمل کنند و نظارت و ارزیابی نیز طبق آن صورت گرفت. حالا که تکنالوژی رشد کرده است و نیز کار شیوه‌های جدید ایجاد شده است، بیشتر از هر زمانی این تغییر قابل درک است. به هر حال نظارت و راهنمایی لازم و ملزوم یکدیگر است و راهنمایان آموزشی می‌توانند در این حوزه‌ها در داخل یک نظام آموزشی نظارت و راهنمایی بیشتر داشته باشند:

  1. نظارت از پیشبرد برنامه‌های درسی در طول سال، ماه، هفته و روز. شاید نظارت بخش تنها برای مدیر آموزشی مشکل باشد، بهتر است این امر توسط مدیران زیر مجموعه طبق برنامه از قبل تعیین شده به انجام برسد. این در حالی است که برنامه قبلاً توسط مدیر عمومی بخش تعریف شده باشد. مدیر عمومی می‌تواند این گزارش‌ها را به شکل کتبی از مسوولان زیر مجموعه درخواست کند.
  2. نظارت بر عملکرد کارمندان و یا معلمان: قبل از این‌که مدیر عمومی معلمان را به خاطر تخطی‌شان متوجه سازد، بهتر است در جلسه‌ها عام پیش دستی کند و از رخداد‌های احتمالی برای معلمان یادداشت‌های  لازم را بدهد. این کار را می‌توانیم توسط بازخوانی لایحه معلمان بهتر تحقق دهیم. به طور مثال، اگر در لایحه کاری، خشونت فزیکی ممنوع پنداشته شده است، لازم است که هر ازگاهی معلمان دوباره در جریان قرار داده شود و یا موارد دیگر نیز همین طور.
  3. نظارت از صنف درسی معلم: راهنمای آموزشی باید خود در صنف درسی معلم شرکت کند و از جریان درس توسط معلم، با خبر شود. نکات قابل توجه یادداشت شود و به صورت موردی برای معلم بازگو شود. تلاش شود که این بازگویی بیشتر جنبه هدایت‌گرایانه و تشویقی داشته باشد و در صورت لزوم در جلسه عام معلمان از کار‌کرد‌های او به عنوان یک امر مهم و نمونه الگو دهی شود.
  4. نظارت از درس و عملکرد دانش‌آموزان: در بعضی نظام‌ها باور بر این است که مدیر مکتب با دانش‌آموزان ارتباط مستقیم و روزمره نداشته باشد، تا باشد که دانش‌آموزان موقف مدیر را بلند و محفوظ بدارند؛ حال آن‌که این امر باعث ایجاد فاصله میان مدیریت و دانش‌آموزان می‌شود و یک نوع انفصال به وجود خواهد آمد. بهتر است مدیران مکاتب با حضور فزیکی‌شان در صنوف دانش‌آموزان را در امر درسی تشویق و ترغیب کنند و تخطی‌های رفتاری دانش‌آموزان را از طریق در جریان گذاشتن اولیا رفع کنند.

به طور کلی می‌شود گفت که راهنمایان آموزشی همه برنامه‌های مربوط به آموزش و پرورش را به لحاظ کمی و کیفی تحت نظارت جدی قرار دهند و تلاش کنند برای تحقق این امر، نیرو‌های کاری بیشتری را بسیج کنند. مولفه‌های مهم نظارت و راهنمایی آموزشی که اثر بخشی تدریس را بیشتر می‌کنند، می‌توانند این موارد باشند:

  1. جو مدرسه: ایجاد فضای امن یکی از وظایف مهم راهنمایان آموزشی است که طی آن معلمان خودشان را آزاد احساس کنند و در کارشان نیز صداقت داشته باشند. روش کار مدیریتی باید باید رویکرد مشارکت جویانه داشته باشد؛ طوری‌که همه‌ی معلمان خود را در برابر کاستی‌های پیش آمده، مسوول احساس کنند و نباید این حس برای شان رخ دهد که این کار وظیفه‌ی دیگران است، نه از من. این کار زمانی ممکن است که راهنمایان آموزشی خود پیشگام شده باشند در غیر آن، ممکن معلمان یک نوع جبر را بر خود احساس کنند.
  2. روابط انسانی میان کارمندان: ممکن بین افراد از لحاظ جایگاه و موقعیت، تفاوت‌هایی باشد؛ ولی هیچ تفاوت در انسان بودن همه وجود ندارد؛ به این لحاظ ایجاد فضای انسانی میان کارمندان یک ضرورت است که باز هم مسوولان در این امر باید پیشگام باشند و از آن جایی که تعلیم و تربیت مسوولیت ترویج فرهنگ انسان دوستی را به عهده دارد، این یک ضرورت پنداشته می‌شود.
  3. احترام متقابل: در صورتی‌که میان دانش‌آموزان، معلمان و دیگر کارمندان احترام دو جانبه وجود نداشته باشد، فضای تربیتی سالم خلق نخواهد شد. مدیران بخش‌ها با توجه به این مولفه، می‌توانند اثر بخشی کار تربیتی را در مکتب/ مدرسه بالا ببرند.
  4. نگرش‌ها: نگرش‌های معلمان در ایجاد فضای آموزشی و پرورشی نقش ارزنده دارد. نگرش معلم نسبت به دانش‌آموزان، هم‌کاران، کتاب‌های درسی، کلاس درس، هدف کلی نظام و … خیلی مهم است. البته این امر تا جایی به رهبری کلی مکتب بر می‌گردد که چه دیدی را از کار شان در ذهن دیگران خلق می‌کنند تا دیگران بر حول همان محور کار تدریسی و تربیتی شان را انجام دهند. آیا نگرش کلی ترمیم جامعه پس از جنگ است، آیا می‌خواهد متخصصان علوم تجربی تربیت کنند و یا مدیران و رهبران آینده جامعه را. اگر در رهبریت عمومی یک نظام این مولفه‌ها در نظر گرفته شد، نظام پویا و در حال کسب تجارب جدید خواهد بود؛ در غیر آن صورت یک بازنگری بزرگی صورت گیرد تا وضعیت مطلوب به دست آید.

منبع: نیکنامی، دکتر مصطفی، نظارت و راهنمایی آموزشی،چاپ دوازدهم، ۱۳۹۱ .

 

 


نظر شما چیست؟