نور و دنیای از رنگ

نور و دنیای از رنگ

عبدالخالق مهجور، معاون اداری لیسه معرفت

۲۳ دلو ۱۳۹۴

752 بار


این صفحه را به اشتراک بگذارید:

Share on Facebook0Share on Google+0Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn0Print this page

دنیای را تصور کنید که در آن اصلا رنگ و جود نداشته باشد؛ مانند فلم‌های قدیمی که رنگی نبودند. رنگ به اجسام جان می‌دهد وآن‌ها را زند‌ه می‌کند وهر نوری رنگ خودش را دارد و نورسفید آفتاب همه رنگ‌های رنگین کمان را در بر دارد. هنگامی که نور به جسمی می‌تابد، تنها بعضی از رنگ‌ها منعکس و بقیه جذب می‌شوند . چشم ما نورهای  منعکس شده را  در ک می‌کند و ما اجسام را رنگی می‌بینیم؛ مانند گیاهان که سبز دیده می‌شوند؛ چون گیاهان رنگ سبز را  منعکس می‌کنند وهم‌چنان رنگ‌ها برای گیاهان و جانوران بسیار مهم است. «بعضی‌گیا‌هان گلبرگ‌های درخشانی دارند که حشرات را به سوی خود جذب می‌کنند، تا روی گل بنشینند و گرده‌های گل را باخود ببرند و گرده‌افشانی کنند، بعضی از پرندگان رنگ‌های درخشانی را به نمایش می‌گذارند، تا پرندگان دیگر را به طرف خود‌شان جلب، یا به آن‌ها اعلام خطر کنند. رنگ‌های خیره‌کننده‌ی پرهای دُم طاووس، توجه جنس مخالف را به خود جلب می کند» (نیل اردلی، ۱۳۸۳: ۴)

احساس رنگ، شناخت ما را از جهان اطراف بسیار افزایش می‌دهد و البته یک منبع پایان‌ناپذیر لذت نیز است. این احساس، سبب می‌شود که زیبایی غروب خورشید، رنگ‌های شگفت انگیز برگ‌های خزانی یا رنگ‌های گونا گون رنگین کمان را به طور کامل درک کنیم. به تاکید نوشته‌های بی‌شمار، بشر از روزگارهای بسیار دور به وجود رنگ‌ها آگاهی کامل داشته است، اما سرشت اصلی و شناخت آن تا قرن هفدهم به صورت یک معمای کامل باقی مانده بود. آزمایش‌های کلاسیک اسحاق نیوتن (ایزاک نیوتن ) در سال ۱۶۶۶م. اولین سر نخ‌ها را درمورد مبنای فزیک رنگ به دست اورد. نیوتن باریکه نازکی از نور خورشید را از سوراخ کوچکی وارد یک اتاقی تاریک کرد. وقتی منشور مثلث شکل از جنس شیشه را در مسیر اشعه نور خورشید قرار داد، نوری که معمولاً روی پرده‌ی سفید می‌افتید و به صورت  رنگ‌های مختلف نمایان شد. علت این امر، انکسار نور در عبور از جسم مانند منشور را بیان کرد و به مفهوم دیگر، مسیر نور از جهت اولی‌اش تغییر یافته و منحرف می‌شود؛ لذا نیوتن نشان داد «که رنگ‌های مختلف به زاویه‌های متفاوت خم می‌شود. رنگ سرخ کم‌تر خم شد، سپس به ترتیب نارنجی، زرد، سبز، آبی، نیلی و بنفش و به صورت کلی واضح شد که این رنگ‌ها از رنگ سفید مشتق شده‌اند» (الکساندر جوزف، ۱۳۸۴: ۱۴۹)

برای اثبات این نکته، نیوتن از منشور دیگری برای بازگر داندن اشعه‌های  رنگی به مسیر اولی‌شان استفاده کرد. وقتی اشعه‌های نوری بدین ترتیب باز ترکیب شدند، دو باره نور سفید شکل گرفته و شناخت رنگ‌های مختلف توسط دانشمندان بر اساس تجربه‌های متعد د تجربه شد. بعد از آن توماس‌یانگ ثابت کرد که نور، آشفتگی موجی است، معلوم شد که رنگ به طول موج نور بستگی دارد. امواج نوری و امواج سطح آب، به طور مستقیم قابل مشاهده نیستند؛ اما وجود آن‌ها را می‌توان با روش‌های غیر مستقیم نشان داد وهم چنان رنگ آبی آسمان، مربوط به پراگندگی نور است؛ یعنی دوعامل در پراگندگی نور دخالت دارد. طول موج نور و اندازه ذره‌ای که نور با آن برخور می‌کند. اگر اندازه ذره کمتر از طول موج نور قابل دید باشد، طول موج‌های کوتاه‌تر، بشتراز موج طول‌های طویل‌تر پراگنده می‌شوند. یعنی تمام رنگ‌های نور پراگنده می‌شوند، اما مالیکولی‌های اتموسفیر زمین، که ابعادشان کمتر از طول موج نور آبی است، نور آبی را بشتر از همه رنگ‌ها پراگند می‌کنند و آسمان، آبی رنگ دیده می‌شود.

غروب سرخ رنگ نتیجه‌ی دیگری از پراگندگی است. درهنگام غروب، رنگ‌هایی که در امتداد خط دیدِ ما در اتموسفیر نفوذ می‌کند، رنگ آبی کمتر دارند؛ از این‌رهگذر ما وشما رنگ سرخ و رنگ‌های نزدیک به آن را بشتر می‌بینیم و غروب آفتاب به رنگ سرخ و یا هم زرد بشتر قابل دید است ویا وقتی نور سفید آفتاب از هوا می‌گذرد، اشعه‌ی زرد و سرخ می‌تواند ازهوا عبور کند. ذره‌های کوچک که در هوا پراگند هستند، از عبور نورهای دیگر جلوگیری می‌کنند، درنتیجه نور خورشید، زرد ویا سرخ به نظر می‌رسد و ابرها هم به همین صورت.

در نتیجه انواع رنگ‌ها ابتدا توسط تجربه‌ی «نیوتن» که به اصطلاح علم فزیک همان تجزیه نوری است، شکل گرفته و سپس رنگ‌ها معنا و مفهوم خاصی خود را در دنیایی از علم و تکنالوژی بازکرد. به عنوان نمونه، رنگ «سرخ» معمولاً نشانه خطر است و در چراغ‌های ترافیکی معنای توقف کردن است، رنگ سبز به معنای عبور و یا الگوی خوب ونیکو است؛ البته قابل ذکر است که طول موج نور، رنگ نیست، بلکه بااحساس رنگ در ارتباط است، زیرا طول موج‌های مختلف، احساس‌های رنگ مختلفی را به وجود می‌آورند. اگر تخیل بصری نسبتا خوبی داشته باشید، می‌توانید با بستن چشمان خود و مجسم کردن آن‌ها «رنگ های» را ببینید، می‌توانید با فشار دادن آرام چشمان بسته خود، احساس رنگ را تولید کنید، ضربه‌ای به پشانی می‌تواند با عث دیدن رنگ‌ها شود .

بن‌مایه‌ها:

  1. نیل اردلی، کتاب علوم من، ترجمه‌ی امیرصالحی تالقانی، تهران، چاب اول:۱۳۸۳٫
  2. الکساندر جوزف، فزیک،دانش روز برای همه، ترجمه منیژه رهبر، تهران: ۱۳۸۴٫

 


نظر شما چیست؟