نامه‌ای به مادر

نامه‌ای به مادر

نادره طلایی دهم الف

۱۸ سرطان ۱۳۹۶

467 بار


این صفحه را به اشتراک بگذارید:

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

شعله‌ی شمعی می‌لرزد دریا زمزمه می‌کند و من این نامه را با هزاران بوسه به مادرم می‌نویسم.

سلام بر تو ای مادر، ای تنها دلیل آفرینش، ای که در سکوتت زمان می‌ایستد و در لبخندت عشق، بهار و ایثار معنا پیدا می‌کند. بی تو نفس کشیدن عمر تباه کردن است. تو را باید در خودت جست. در خود خودت. چون گوهر وجودت را نمی‌توان در هیچ بحری و بویت را نمی‌توان در هیچ گلی یافت. امروز من در مرحله‌ای از زندگی ام قرار دارم که همه‌ی ثانیه‌ها، دقیقه‌ها و ساعت هایش را مدیون تو و زحمت‌هایت هستم و من می‌خواهم در این لحظه از تو به پاس این همه زحمت‌هایت قدردانی کنم. مادر بی تو گل در بوته اش می خشکد، پرنده در لانه‌اش می‌میرد و خون در رگ‌ها از جریان باز می‌ایستد. در نبودت زمین و زمان می‌لرزد. مادر تو با بودنت در کنارم زندگی را بر روی این کره‌ی خاکی برایم آسان‌تر کردی. یادم هست مادر وقتی در کودکی به زمین می‌خوردم و درد داشتم تو می‌آمدی و بوسه بارانم می‌کردی؛ ولی حالا که بزرگ شده ام، وقتی که به زمین می‌خورم درد دارم ولی بوسه‌هایت را ندارم.

مادر، می‌دانم که خیلی رنجوری. از تو سپاس‌گزارم؛ برای بی‌خوابی‌هایت، برای رنج‌هایت. خیلی اوقات تو را می‌رنجانم و از من دل‌گیر می‌شوی؛ ولی هنوز هم نوازش‌هایت را از من نگرفته‌ای. لبخندهایت هنوز برایم جان می‌بخشد. وقتی به دنیا آمدم با من بودی وقتی راه رفتن و حرف زدن را آموختم نیز با من بودی؛ پس از تو می‌خواهم که همیشه با من باشی. مادر برایت قول می‌دهم که قدر زحمت‌هایت را خواهم دانست. تو همه‌ی مسوولیت هایی را که به دوشت بود، ادا کردی. بذر وجودت را کاشتی و حالا آن بذرها بزرگ و پر بارشده اند؛ ولی هنوز هم به مراقبتت نیازمند است. پس در کنار شان بمان برایت قول می‌دهم هیچ‌گاه، هرگز و هیچ‌یک از زحمت‌هایت را بر باد نخواهم داد. هر گاه تو را رنجاندم بدان که از عمق وجود دوستت دارم.

مادر، تو به اندازه‌ی غم هایی که دیده ای پیر شده ای، چین و چروک های صورتت بیشتر شده اند، قلبت آهسته‌تر می‌تپد، لبت کم‌تر می‌خندد و چشمانت کم‌تر می‌بیند؛ ولی هنوز هم در قلبت برای همه، جا هست، نورت بر همه جهانیان می‌تابد، برایت قول می‌دهم. وقتی به هدفم رسیدم، به هدفی که تو در راه رسیدن به آن کمکم می‌کنی یعنی وقتی رییس جمهور کشورم شدم، لقب بهترین مادر دنیا را برایت خواهم داد، نه برای اینکه تنها مادر من هستی، بلکه برای اینکه کارهایت برای من و جهانیان بیشتر از یک مادر بوده است.

 

 


نظر شما چیست؟