حس مزدوری حسی آزاردهنده است

حس مزدوری حسی آزاردهنده است

معلم عزیز رویش

۹ عقرب ۱۳۹۸

551 بار


این صفحه را به اشتراک بگذارید:

Share on Facebook0Share on Google+0Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn0Print this page

(تکه‌ای از درس‌های امپاورمنت)

نکته‌ی اول:

نظام پاداش و مجازات یکی از طبیعی‌ترین رهیافت‌های انسان در زندگی اجتماعی و روابط افراد با همدیگر است. انسان‌ها موجوداتی صاحب اراده و اختیار اند. هر فردی با اختیار و اراده‌ی خود کاری را انجام می‌دهد یا کاری را انجام نمی‌دهد. پاداش و مجازات از برایندهای همین عمل ارادی و اختیاری انسان است.

در ادیان، نظام پاداش و مجازات در خود انسان‌ها و در زندگی این‌جهانی انسان محدود نمی‌شود. امتداد آن در قیامت و روز معاد نیز ظاهر می‌شود و پاداش و مجازات نهایی را خداوند انجام می‌دهد. چه کسی به آموزه‌های ادیان باور داشته باشد یا باور نداشته باشد، صورت اصلی مسأله فرقی نمی‌کند. هیچ انسانی از نظام پاداش و مجازات در روابط و زندگی جمعی مبرا نمی‌ماند.

در تیوری امپاورمنت، پاداش و مجازات، بیانگر نیروهایی اند که به عنوان نیروهای محرک از بیرون انسان عمل می‌کنند و انسان را به کاری وادار می‌کنند یا از انجام کاری باز می‌دارند. پاداش را در جلوه‌های مختلفِ تشویق می‌توان ملاحظه کرد و مجازات را در جلوه‌های مختلفِ تهدید. تشویق می‌تواند صبغه‌ی مادی داشته باشد که عبارت از مزد یا دریافت مادی است. پول یا هر گونه کالایی که در ازای عمل یا تبارز خصوصیتی ویژه در انسان پرداخت شود، مزد یا تشویق مادی است. در عین حال، تشویق می‌تواند صبغه‌ی معنوی داشته باشد. آفرین و شادباش و سپاس‌گزاری کردن و عمل یا خصوصیت ویژه‌ی یک فرد را مورد تقدیر یا تحسین قرار دادن جلوه‌هایی از تشویق معنوی اویند که باعث می‌شوند وی در انجام عمل یا ابراز خصوصیت‌هایی که موضوع تقدیر و تحسین بوده اند، دلگرمی بیشتر احساس کند.

تهدید یا ترساندن نیز می‌تواند به صورت آشکار یا پنهان عملی شود. تهدید با شلاق یا سلاح یا لت و کوب فزیکی از جلوه‌های مختلف تهدید آشکار اند. تهدید پنهان بیشتر در باورهای دینی و مذهبی، سنت‌های فرهنگی، ایجاد فضای رعب و نگرانی، القای خطراتی موهوم در ذهن فرد و امثال آن ظاهر می‌شود. در جوامع سنتی ترس دختران و زنان از نحوه‌ی پوشش لباس و یا رفتارهای خاصی که جنبه‌ی جنسیتی دارند، حاکی از ترس پنهانی است که از لحاظ ذهنی و روانی بر آنان مسلط است. به همین ترتیب، رعایت برخی رفتارهای خاص در ایام محرم یا در مراسم‌های عزاداری و فاتحه از ترس پنهانی حکایت می‌کند که افراد از آن حساب می‌برند و تصور دارند که عدم توجه به آنها عواقب و پیامدهای ناگواری خواهد داشت.

در جوامع و نظام‌های غیر دموکراتیک، معمولاً از هر دو شیوه‌ی تشویق و تهدید برای اِعمال حاکمیت فرد یا گروهی از افراد بر جامعه استفاده می‌شود. این شیوه در ظاهر امر از توجیه و مقبولیتی برخوردار است که در مورد آن کم‌ترین شک و تردید را نیز روا نمی‌دانند. گفته می‌شود که نظام زندگی جمعی بر اساس نظام پاداش و مجازات استوار است. نیکوکاران باید مزد و پاداش بگیرند و بدکاران باید به مجازات برسند. در غیر آن، سنگ روی سنگ بند نمی‌ماند. این توجیهات برای تأکید بر اهمیت نظام پاداش و مجازات را می‌توان از مصادیق سخنی منسوب به امام علی دانست که می‌گوید «کلمه حق یراد بهاالباطل» (کلمه‌ی حقی که در ورای آن اراده‌ی باطلی پنهان است). نظام پاداش و مجازات، هر اهمیت و ضرورتی داشته باشد، توجیهی برای اِعمال حاکمیت‌های غیردموکراتیک و سرکوب نیروی اراده و انتخاب آگاهانه در انسان است.

برای اینکه هم نظام پاداش و مجازات را به عنوان یک ضرورت در زندگی و روابط جمعی داشته باشیم و هم از استفاده‌ی زیان‌بار آن برای مقاصد غیردموکراتیک جلوگیری کنیم، باید به طور همزمان دو کار را انجام دهیم: اول، باید این نظام را صرفاً با رویکرد ابزاری برای یک هدف آموزشی و انگیزشی تعریف کنیم؛ و دوم، قواعد و قوانینی وضع کنیم که اِعمال پاداش و مجازات به صورت نهادینه صورت گرفته و با نظارت و ارزیابی مستمر کنترل و تعدیل شود.

در عرصه‌ی کاربرد، تهدید باید در حد بازدارندگی تعریف شود که فرد را از انجام یک سری کارها باز می‌دارد. تهدید نباید برای وادارکردن کسی به یک کار استفاده شود. اِعمال این محدودیت بر رویکرد تهدید به دلیل اثر ویرانگر آن در عرصه‌ی روان، منش و تفکر انسان است. مجازات و تهدید، ظرفیت و نیروهای درونی انسان را سرکوب می‌کند و زمینه‌های رشد و باروری آن را از بین می‌برد و در صورت استمرار، منش و خوی و روحیه‌ی بردگی را در انسان تزریق می‌کند. انسان برده‌منش، انسانی ترسو، چاپلوس و فاقد مناعت و عزت نفس است. تنها با فشار و تهدید به کاری اقدام می‌کند یا از کاری دست می‌کشد. در برابر زورگویی و قلدری به زانو می‌افتد و سپر فرو می‌گذارد.

تشویق، برعکس تهدید، نیرویی است که انگیزه‌های درونی فرد را تحریک می‌کند. به همین دلیل، رویکرد تشویق، بیشتر از تهدید، هم به منظور بازداشتن فرد از انجام یک سری رفتارها و هم به منظور وادار کردن او به انجام یک سری کارها قابل استفاده است. در عین حال، استمرار تحریک فرد با تشویق و پاداش، اعم از مادی یا معنوی، منش، خوی و روحیه‌ی مزدوری را در فرد نهادینه می‌سازد. حس مزدورمنشی حسی تلخ و آزاردهنده است. انسان مزدورمنش انسانی است که خصوصیت‌ها و رفتارهای مزدورمنشانه دارد: حسادت، رقابت کینه‌توزانه، توقع مزد در برابر هر کاری، انجام هر کاری در برابر مزد، خست و از دست دادن عزت نفس و کرامت و بزرگواری از ویژگی‌های اخلاقی انسان مزدورمنش است.

دانش‌آموز برده‌منش با تهدید و فشار خانواده یا آموزگار درس می‌خواند و به محض رفع شدن این تهدید و فشار از درس‌خواندن دور می‌شود. دانش‌آموز مزدورمنش با تشویق خانواده یا آموزگار درس می‌خواند؛ اما اگر مزد و پاداش خود را دریافت نکند، از درس‌خواندن روگردان می‌شود. دانش‌آموزی که به قصد نمره درس می‌خواند یا به خاطر یک نمره با معلم یا هم‌صنفی خود در می‌افتد، نشان می‌دهد که به حس تلخ مزدورمنشی گرفتار شده است. این دانش‌آموز نمره را مزد تلاش خود می‌داند و اگر این مزد را دریافت نکند، ارزش دوستی و رفاقت با معلم یا هم‌صنفی را زیر پا می‌کند.


نظر شما چیست؟