استرالیا؛ مدیون افغان‌ها

استرالیا؛ مدیون افغان‌ها

شیرحسین مرادی دهم ج،

۲۵ ثور ۱۳۹۶

1694 بار


این صفحه را به اشتراک بگذارید:

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

بدون شک، مردم افغانستان از دوره‌های بسیار پیش، با تمدن و مدنیت آشنایی داشته و تمدن‌های عظیم و درخشان را پدید آورده اند که قطعا می‌توان تجلی آشنایی شان را به تمدن و مدنیت‌پروری، در اثرهای تاریخی و نوشته های قدیمی، هجرت‌های گوناگون و… آشکارا دید. ولی آنچه که قابل تامل و لایق تدقیق است، مهاجرت این مردم به کشورهای همسایه و حتی کشورهای دور دست می باشد، که یکی از تابناک ترین هجرت های بیرونی این مردم یعنی افغان‌ها را به استرالیا می‌توان نامبرد. این مردم  در هنگام پسا کشف استرالیا با استفاده از وسایل و ابزار نسبتا ساده مثل شتر، اسپ، الاغ و… کوهستان‌های خشک و و دشت‌های سوزان بی آب و علف مسیر استرالیا  را پیمودند و توسط قایق‌های ابتدایی از قعر دریا و قهر آب‌ها عبور کردند و به خشتکه‌های کشور استرالیا رسیدند. بعد، در آنجا مسکن گزیدند و به فعالیت‌های مدنی و به کارهای تمدن سازیِ شان پرداختند. روی همرفته، می‌توان افغان‌ها را بازی‌گران موثر در زمینه‌ی کمال بخشیدن به تمدن استرالیا دانست که با مشاهده‌ی دقیق و نگاه عمیق به تاریخِ تمدنِ کشور استرالیا به وضوح در می‌یابیم که  ارزنده‌ترین نقش از سوی مهاجران افغان در استرالیا بازی شده است. ولی آنچه که باید افغان‌های امروز در قبال تاریخ گذشته‌ی شان انجام دهند، این است که باید دوره‌های  دور تاریخ و هجرت‌های قبل نیاکان مان را مورد تحقیق و پژوهش قرار دهیم. به این معنا که فعالیت‌ها و کارکردهای گذشته‌گان که مورد توجه مردم و نسل جوان امروزی این آب و خاک نیست و حتی از یادها محو شده است، دوباره در خاطره‌ها  زنده نماییم. بنابراین در این مقاله سعی بر این شده است که گوشه‌ای از تمدن سازی و مدنیت پروری مردم افغان را که رهسپار دیار غربت و کویر هجرت شدند و در هجرت شان خالق افتخارات زیادی شدند، تبیین گردد. ولی غرض از نوشتن این مقاله که بیشتر روی “هجرت مردم افغانستان به استرالیا” توجه دارد، این است که “هجرتِ مردم افغانستان و زحمت‌های شان در عرصه‌ی ترقی و توسعه‌ی استرالیا” از یاد استرالیایی‌ها، افغان‌ها و به ویژه تاریخ به صورت نا جوان‌مردانه و وحشیانه  فراموش شده است و تاثیر این مردم در پیشرفت تکنولوژی آن کشور، از ذهن ها به انزوا رفته است، دوباره به یاد ها بر گردانده شود.

پیامد مثبت مهاجرت

هجرت روندی است، که در طول تاریخ و عرض زمان تمدن‌های زیادی خلق کرده است. به این معنی که تمامی تمدن‌های که در تاریخ بشر داریم نخست زاییده‌ی هجرت بوده است، بعد به عنوان رهنما برای کارهای مفید در آینده حکم نور را داشته است و  در شب‌های جهالت و ظلمت‌های بربریت درخشیده است که اشعه‌های زرین درخشش آنها تا هنوز نقش‌های موثری در مجامع بشری بازی می‌کند. طور مثال: اگر صفحه‌های تاریخ را به‌دقت مورد مطالعه قرار دهیم، به روایتی ۲۷ و به روایتی دیگر ۲۸ تمدن به‌وسیله‌ی هجرت‌های بی‌شمار  به‌ وجود آمده است که هر کدام به اندازه‌ی خود تاریخ را از سیر قهقرایی و مسیر ابسوردیته‌اش منحرف کرده است و جهان بینی‌های بسته را که نبوغ بشر و فکرهای نخبه‌ی انسانی و استعداد های نا پیدا را در زیر چکمه های زمخت‌اش له می‌کرده است، تبدیل به جهان‌بینی باز و تمدن پذیر نماید که در آن استعدادها شگوفا و رشید شود. اما آنچه که نقش هجرت در تمدن سازی و مدنیت پروری را برازنده و مهم جلوه می‌دهد، عبارت از غرض و غایت داشتن در انجام هجرت می‌باشد، تا از صورت پذیرفتن هجرتِ عبث و بیهوده ممانعت صورت گیرد. بی تردید هجرت های که مردم افغان در طول تاریخ انجام داده اند بر اساس غرض و غایت بوده است که تمدن سازی این مردم در استرالیا یک مصداق بارز بر این مدعا است.

افغان‌ها در استرالیا

این سخن خالی از تردید است که زندگی افغان‌ها با هجرت عجین و با تمدن قرین بوده است؛ اما آنچه که درد آور است این است که افغان‌ها در بسیاریِ از زمان که شرایط ایجاب نمی‌کرد تا دست به سفر و پا به هجرت بزنند، از سر جبر به وساطت ظلم بیش از حد حکام مستبد، نا خواسته راهیِ کوهستان‌های خشک و بی آب و نان دیار نا آشنا می‌شدند که خود نیز نمی دانستند که انجام منزل شان در کجاست. اما افتخاری که در این گونه هجرت های مردم افغانستان نهفته است، این است که آن مردم باور داشتند که سرهای آنان در راه دفاع از ناموس شان جدا شود؛ اما به خاطر جبن درمقابل حکومتِ ظالم خم نگردد و تیر دشمن جسم آنان را نابود کند اما درد بردگی غرور شان را مجروج نکند. به همین دلیل بود که مردم افغانستان از نوجوان بی تجربه گرفته تا پیران آبدیده از عالم روشنگر تا جوان روشنفکر از روشنفکران سیاست ورز تا مرشدان اهل طریقت همه و تمام در مسیر هجرت گام به سفر ودست به مبارزه با جهالت زدند. یکی از اینگونه هجرت‌ها، رفتن افغان‌ها در در سرزمین استرالیا را می‌توان نام برد، که منجر به ساخت و ساز و تمدن در استرالیا شد.

امروز مردمی در استرالیا زندگی می‌کنند که گذشته‌ی شان به مردم افغانستان نسبت داده می‌شود و خود آنها نیز خود را فرزندان افغان‌ها می‌دانند. هرچند که نیاکان آنها در زمان حکومت هند بریتانیایی در نیم قاره‌ی هند، توسط سردمداران حکومت هند بریتانیایی به سرزمین استرالیا برده شده بودند، در بین سال‌های ۱۸۶۰ تا ۱۹۲۰ در استرالیا زندگی می‌کردند و  با و جود دور بودن از فامیل و خویشاوندان شان، با افراد بومی آنجا ازدواج کردند و ملت کار گر و زحمت‌کش در آن زمان، در مکان‌های مشخص را تشکیل دادند.

افغان‌های که در استرالیا مهاجر شده بودند/ برده شده بودند با ارزش‌ها و اعقتادهای شخصی خود شان زندگی می‌کردند و مسلمان بودند؛ اما نه بدون مزاحمت و جنجال‌های برخواسته از تعصب‌های دینی و مذهبی. در طول سال‌های زندگی افغان‌ها در استرالیا، پیرو دین‌های دیگر، در پی حذف مسلمانان افغان و یا مهاجران نا خوانده در سرزمین شان بودند و تا حد ممکن کوشیدند که نقش افغان‌ها را کم و یا رسم و رواج‌های آنها را نابود کنند. تا اینکه افغان‌ها مجبور به ترک شهر ها شده به کوه و بیابان‌های گرم و سوزناک استرالیا پناه بردند. رفته رفته این افغان‌ها موفق به ساختن خانه و پیاده کردن تمدن شدند و محل زندگی آنان به “شهر زیبای افغان‌ها” تغییر نام کرد. همچنان با کمرنگ شدن نقش فرهنگی افغان‌های مهاجر، ارزش شیوه‌ی تجارتی که توسط افغان‌ها صورت می‌گرفت نیز بعد از کمرنگ شدن نقش افغان‌ها در آنجا در آن زمان نا دیده گرفته شد. افغان‌ها بر علاوه‌ی حفظ ارزش‌های دینی شان با شترهای شان به تجارت روی آوردند و نخستین کسانی بودند که تجارت از طریق نیروی حیوانی را در گوشه و کنار آسترالیا رواج کردند که در آن زمان به نوع خود، بی سابقه‌ترین و پیشرفته‌ترین شیوه‌ی تجارت بود. چنانچه تاریخ این مهاجران رو به فراموشی می‌رفت، عده‌ای از مردم شناسان و تاریخ‌دانان در استرالیا، تاریخ دوباره‌ی این گروه مهاجر در استرالیا را زنده کردند. دولت فعلی استرالیا به پاس خدمات افغان‌های مهاجر در آن سرزمین، مسیری که افغان‌ها در آن با شتر تجارت می‌کردند، که فعلا به مسیر بزرگ رفت و آمد خط قطار تبدیل شده است، به نام (The Ghan Train) نام گذاری کرده است.

 


نظر شما چیست؟