نگاهی به نظام آموزشی مکاتب کشور

نگاهی به نظام آموزشی مکاتب کشور

گل‌حسن محمدی، فارغ 1397

۲۵ جوزا ۱۳۹۸

259 بار


این صفحه را به اشتراک بگذارید:

Share on Facebook0Share on Google+0Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn0Print this page

نخستین قدم برای فراگیری و آموزش از صنف‌های مکتب آغاز می‌شود و شالوده‌ی فکری آدم‌ها با گذشت سال‌ها درس و مشق و مشقت در همین مکان شکل می‌گیرد. بنابراین، نظام آموزشی رسالت خطیری بر دوش دارد: گسترش خرد و آگاهی و پرورش کودکان و نوجوانان یک سرزمین برای آینده‌ی بهتر از حال. نظام آموزشی مکاتب در افغانستان اما نتوانسته است زمینه‌ی سرنوشت روشن‌تری را برای دانش‌آموزان خلق کند، زیرا شکاف‌های جدی در بدنه‌ی این نظام آموزشی مانع انجام رسالت واقعی‌اش شده است. ناکارایی نظام آموزشی مکاتب افغانستان و خلاهای آن خیلی ساده قابل درک است. کافی‌ست به وضعیت سردرگم دانش‌آموزان در مکاتب نگاه دقیق‌تری بیاندازید. دانش‌آموزانی که قریب به اکثریت‌شان بعد از فراغت از مکتب آن‌چه را یاد می‌گیرند، توانایی خواندن و نوشتن است و موقتاً حفظ چندین فرمول و ده‌ها ورق معلومات درباره‌ی موقعیت معادن و طول دریاها و تاریخ جنگ شاهان و زندگی‌نامه‌ی شاعران که این بازده در برابر دوازده سال آموزش بدون شک بی‌بها و آشکارا اتلاف وقت و انرژی است. به بهانه‌ی آموزش، طی دوازده سال در مکاتب افغانستان دانش‌آموزان خروارها معلومات کهنه و فرسوده‌ را در حافظه‌ی‌شان تلنبار می‌کنند که نه تنها با معیارهای علمی هم‌خوانی ندارند و از جنبه‌ی عملی برخوردار نیستند؛ بلکه به هیچ وجه نمی‌توانند برای چنین نسلی نیازمندِ فهم و درک، راه‌گشا و سودمند باشند؛ زیرا نسل کنونی ما با دردها و درگیری‌های جدی‌تری دست به گریبان است و از آن‌جایی که در طول سال‌ها جنگ در سطوح مختلف از جهان عقب مانده‌ایم، مسئولیت آموزش بایستی فراتر از حفظ کتاب‌ها و جزوه‌های درسی باشد. به صورت عموم، نظام آموزشی افغانستان قادر نیست برای دانش‌آموزان– در سطح مکتب- دغدغه‌ی فکری خلق کند، تا آن‌ها به ابعاد دیگر زندگی و موضوعاتی غیر از آن‌چه در کتاب‌های درسی است بیندیشند. علاوه بر این، اکثر دانش‌آموزان پس از دوازده سال گذراندن عمرشان در حیطه‌ی آموزش، نمی‌توانند طرحی حداقل ابتدایی برای آینده‌ی‌شان بریزند؛ زیرا افقی که در برابر دیدگان آنان گشوده می‌شود، محدود به سلسله درس‌های تکراری و عبث دکته‌شده از سوی وزارت معارف است.

برجسته‌ترین عیب در نظام آموزشی مکاتب افغانستان «نصاب آموزشی» آن است؛ زیرا مضامین درسی در اکثر موارد حافظه‌ی دانش‌آموزان را به چالش فرا می‌خواند نه هوش و خلاقیت آنان را. بنابراین، دو مشکل اساسی نصاب آموزشی مکاتب را شکننده و تا حدی بی‌اثر ساخته است. نخست، کتاب‌هایی که در مکاتب کشور تدریس می‌شوند، از کمیت بالا؛ اما از کیفیت پایین برخوردارند. تعداد کتاب‌های درسی مکاتب در افغانستان، بیشتر از سیزده عنوان است. حال آن‌که در نظام آموزشی کشورهای دیگر شش الی هفت کتاب برای دوره‌ی مکتب به عنوان مضامین درسی در نظر گرفته می‌شود و با وجود مضامین درسی کمتر، آموزش به معنای واقعی در کشورهایی با چنین نظام آموزشی بیشتر از این‌جا نهادینه می‌شود. به رغم حجم ضخیم، مضامین درسی مکاتب افغانستان به خصوص مضامین علوم طبیعی از جنبه‌ی عملی برخوردار نیستند و مانند مضامین علوم انسانی فقط به حفظ و طوطی‌منشی خلاصه می‌شوند که این روش آموزشی از آن‌جایی که تا امروز تجربه‌ کرده‌ایم مفید و کارساز واقع شده نمی‌تواند.

دوم، معلومات جاسازی شده در کتاب‌های درسی در عین حال که پراکنده‌ و نامرتبط به یک‌دیگراند، ارزش آن‌چنانی به عنوان مواد آموزشی را ندارند. یعنی حتا اگر تمام مضامین درسی را دانش‌آموزان یاد بگیرند، غیر از هدر دادن وقت کاری نکرده‌اند؛ زیرا آموزش در مکتب به معنای کُشتی‌ گرفتن با آن‌همه معلومات و به حافظه سپردن محتویات کتاب‌های درسی نیست؛ بلکه هدف آموزش در مکتب کشف استعداد دانش‌آموزان است تا آنان بتوانند پس از اتمام مکتب راهی برای شکوفایی استعدادشان در مراحل عالی آموزشی برگزینند؛ اما در نظام آموزشی افغانستان، دانش‌آموزان پس از دوازده سال آموزش نه تنها استعداد خود را کشف نمی‌توانند؛ بلکه آن همه درس و جزوه را نیز اندکی پس از سپری آزمون کانکور پاک از یاد می‌برند. کتاب‌های درسی از ریاضی و فیزیک تا بیولوژی و جغرافیه و دری انباشته از درس‌هایی است که خواندن آن‌ها نه آینده‌ی بهتری برای دانش‌آموزان رقم می‌زنند و نه برای جامعه سودمند واقع می‌شود؛ زیرا اگر غیر از این بود، تا حالا صدها هزار دانش‌آموزی که از این نظام آموزشی فارغ شده‌اند، می‌توانستند بیشتر از این برای جامعه‌ی خود نافع و گره‌گشا باشند.

راه حل اما تغییر «نصاب درسی» از سوی وزارت معارف کشور است؛ زیرا مضامینی که اکنون در مکاتب تدریس می‌شوند، با عیب‌هایی که دارند، در چنین وضعیتی نمی‌توانند «لنگان خرک» ما را به مقصد برسانند و دانش‌آموزان نیز جز در اندیشه‌ی نمره‌ی خوب‌تر، به دنبال هدفی دیگری در لابلای کتاب‌های وزارت معارف نیستند. تا زمانی‌که حجم و محتوای مضامین آموزشی با معیارهای اکادمیک مطابقت نداشته باشد، دانش‌آموزان مسیر خنثای فعلی را نسل اندرنسل طی خواهند کرد.


نظرات:

من به عنوان یکی از فارغین لیسه عالی معرفت، آنچه را خود به چشم دیده و تجربه کرده ام را میخواهم در قالب چند جمله بیان کنم؛ حرف های جناب محمدی از صحت کامل برخوردار بوده و ایشان نکاتی را بیان نموده اند که واقعا قابل توجه است. در نصاب آموزشی ما مشکل وجود دارد و این خود باعث میشود دانش آموزان به این روال ادامه دهند، مگر آنکه این نصاب تغییر کند و وضع رو به بهبود شود. تا زمانیکه نصاب آموزشی همین نصاب باشد دانش آموزان سعی بر بدست آوردن نمره خوب دارند و این در حالیست که باید محتوای کتاب هایی را برای مدتی حفظ کنند و بعد از مدتی همه از حافظه شان پاک شود.
و اما به راه حل، تغییر نصاب آموزشی، اگر توجه شود؛بی شک ما آینده درخشانی خواهیم داشت.

توسط: محدثه نوری

(جوزا ۲۷, ۱۳۹۸)


نظر شما چیست؟