نقد و رونمایی کتاب «هزاره‌ها» در معرفت

نقد و رونمایی کتاب «هزاره‌ها» در معرفت


از کتاب «هزاره‌ها و حاکمیت استبدادی صدسال اخیر»، نوشته‌ی «عباس دلجو» در لیسه‌ی عالی معرفت نقد و رونمایی صورت گرفت. این برنامه روز پنج‌شنبه ۱۹ دلو ۱۳۹۶ از سوی دانش‌گاه ابن سینا، موسسه‌ی ارتقای ظرفیت مدنی معرفت، انتشارات مقصودی و هفته‌نامه‌ی جاده‌ی ابریشم، در ایدیتوریم فرانسیس دوسوزا برگزار شد.

در این برنامه، جواد سلطانی به عنوان گرداننده‌ی برنامه، علی امیری و عزیز رویش، کتاب هزاره‌ها را نقد و بررسی کردند.

جواد سلطانی کتاب هزاره‌ها را به‌خاطر معرفی منابع دسته‌اول در مورد هزاره‌ها، با اهمیت خواند و از حیث معرفی منابع شیوه‌ی تحقیق آقای دلجو را ستود. وی در این مورد می‌گوید: با منابعی که در این کتاب بر می‌خوریم و شیوه‌ی ارجاع‌دهی که در آن صورت گرفته‌است کتاب را با اهمیت و پر ارزش کرده‌است.

علی امیری با آن‌که کتاب حاضر را نشانه‌ای از یک کار دوام‌دار نویسنده در عرصه‌ی تاریخ‌نویسی توصیف کرد، یادآور شد که تا هنوز جلد اول کتاب چاپ شده و جلد‌های بعدی کتاب نیز چاپ خواهد شد. ایشان کتاب هزاره‌ها را با اهمیت و با ارزش خواند و شیوه‌ی تحقیق آقای دلجو را منحصر به فرد توصیف کرد. هرچند آقای امیری با توجه به اشاره‌ی اندک به فصل عبدالرحمان خان و ارتباط هزاره‌ها با او، این فصل را “لاغر” توصیف کرد؛ اما استفاده از منابع دسته‌اول در این بخش را یکی از امتیازهای اصلی کتاب عنوان کرد. وی در این مورد یادآور شد: استفاده از منابع دسته‌اول انگلیسی‌ها که در آن زمان به صورت مستقیم دخیل در اتفاقات افغانستان بودند، کتاب را بیش‌تر با اهمیت و از لحاظ منابع غنی می‌سازد. در ادامه‌ی صحبت‌های آقای امیری، ایشان از روش خوب استفاده از منابع و پرداختن به موضوع، کتاب را الگوی خوبی برای محققان دیگر دانست و خاطر نشان کرد: در همین کتاب از خاطرات و مشاهدات دست اندرکاران به خصوص منابع انگلیسی استفاده کرده که می‌تواند راه را برای محققین آینده باز کند. آقای امیری هرچند کتاب را حاوی اطلاعات دسته‌اول عنوان کرد؛ اما به این نظر بود که نویسنده می‌بایست فصل عبدالرحمان خان را در چاپ‌های بعدی کتاب غنی تر کند. آقای امیری استفاده از عکس‌های تاریخی و قدیمی در کتاب را یکی دیگر از امتیازهای مثبت کتاب می‌داند و خاطر نشان می‌سازد که عکس‌های که در این کتاب استفاده شده‌است به خوبی با موضوع مطابقت دارد و می‌تواند لایه‌های ناگفته‌ی تاریخی را در قالب همین عکس‌ها، به اندازه‌ی چندین صفحه بازتر کند.

از سویی ایشان نویسنده را در گرفتاری به کلیشه‌ها در کتاب متهم کرد و اظهار داشت که یادآوری ۶۲ درصد نابودی هزاره‌ها در زمان عبدالرحمان خان کلیشه‌ای بیش نیست که آقای دلجو نیز به ذکر این رقم از نابودی هزاره‌ها بسنده کرده‌است. به باور ایشان، نظر به استناد سراج‌التواریخ- سند رسمی دولت آن زمان- احساس می‌شود هزاره‌ها بیشتر از آن نابود شده‌بودند؛ چون به گفته‌ی وی مساله‌ی نابودی هزاره‌ها و عبدالرحمان خان، پاک‌سازی قومی بود. آقای امیری با توجه به آن، گفت که نظر به بررسی‌های شخصی، هزاره‌ها بیش از ۹۰درصد نابود شدند. همچنان آقای امیری پرداختن به فعالیت‌های فرهنگی در فصل اخیر کتاب را نیز ناکافی دانست و ضمن مثبت بودن پردازش به فعالیت‌های فرهنگی هزاره‌‎ها، ایشان بیان داشت که امیدوار است، کار آقای دلجو، زمینه‌ای برای تحقیق برای دیگر نویسندگان در بخش فعالیت‌های فرهنگی هزاره‌ها باشد. در اخیر وی، جامعه‌ی افغانستانی را جامعه‌ی تاریخی خواند؛ اما به باور ایشان، با وجود تمام مکتوب‌های رسمی تاریخی و کتاب‌های نوشته‌شده‌ی تاریخی، تا هنوز نتوانسته‌است، احساس جست‌وجو گری نسل کتاب‌خواب جامعه را اشباع کند. ایشان می‌گوید: هنوز احساس می‌شود که در تاریخ چیزهای ناگفته بسیار است، احساس می‌کنیم در این‌جا یک چیزی نا گفته باقی‌مانده است. احساس می کنیم که روایت‌های مخدوش وجود دارد. هنوز این احساس وجود دارد که در روایت‌های رسمی یک چیزی پنهان شده‌است. به گفته‌ی ایشان تاریخ سزاوار دوباره خوانی است که باید نسل فعلی این کار را انجام دهد.

عزیز رویش، با توجه به تجربه‌ی مشترک ایشان با نویسنده، کتاب را یادآور خاطره‌های زنده‌ی دوران زندگی آقای دلجو عنوان کرد و آن را بیشتر از اینکه یک کتاب تاریخی بداند، یک دادخواهی عنوان کرد. به باور آقای رویش کتاب هزاره‌ها و حاکمیت استبدادی صدسال اخیر، آغاز یک دادخواهی بزرگ است که خود نویسنده در زمان‌هایی در متن فعالیت‌های حذفی و جنگ‌های خانمان‌سوز، در کشور قرار داشته‌است و گاهی به عنوان عضو دخیل در چنین فعالیت‌ها از نزدیک شاهد چنین اتفاق‌ها بوده‌است. آقای رویش در صحبت‌هایش تاکید می‌کند که با این کتاب احساس هم‌زاد پنداری می‌کند و روایت‌های که در کتاب «هزاره‌ها» صورت گرفته‌است، روایت درد و رنجی‌است که به گفته‌ی ایشان نیاز به دادخواهی بزرگ دارد. آقای رویش در صحبت‌هایش با اشاره به تحولات جنایت‌گونه در جهان، از نبود زبان مستدل دادخواهی برای هزاره‌ها اشاره کرد و بیان داشت: ما بدون اینکه کسی را به عنوان مجرم خاص تلقی کنیم، باید برای مردمی که در طول تاریخ مورد ستم و تعرض قرار گرفته‌است، دادخواهی شود. ایشان ضمن تاکید بر واقعه‌ی جان‌سوز افشار، فاجعه‌ی افشار را یکی از مصداق‌های دوران زندگی خود و نویسنده بیان کرد و اظهار داشت که وی در طول زمان گذشته دچار غم و اندوه بزرگ بوده‌است که خیلی‌وقت‌ها بر مزار کسانی گریه کرده‌است که شخص قربانی را نمی‌شناخته است. استاد رویش آقای دلجو را اولین فردی عنوان کرد که برای اولین بار زبان دادخواهی برای هزاره‌ها گشوده‌است. آقای رویش پردازش چنین واقعیت‌های تاریخی در مورد هزاره‌ها با زبان دادخواهی‌گونه را نیاز اصلی جامعه‌ی ستم‌دیده‌ی افغانستان به خصوص هزاره‌ها توصیف کرد و خاطر نشان ساخت که ارزش کار آقای دلجو در چگونه بیان کردن وقایع تاریخی با روحیه‌ی دادخواستی قابل احترام است.

در پایان آقای دلجو با ارتباط مستقیم از طریق انترنت از سیدنی آسترالیا، برای حاضرین در مورد کتابش گفت و از مسوولان برگزاری برنامه‌ی رونمایی کتابش قدردانی کرد. آقای دلجو با توجه به حرف‌های آقای امیری و آقای رویش در مورد کتابش، گفت که قصد ایشان از نوشتن کتاب هزاره‌ها تاریخ‌نویسی نبوده‌است، بل صرف به خاطر احساس مسوولیتی که در قبال مردمش داشته‌است این کتاب را نوشته‌است.

کتاب هزاره‌ها و حاکمیت استبدادی صدسال اخیر، توسط انتشارات مقصودی به چاپ رسیده است. آقای دلجو فعلن در سیدنی استرالیا زندگی می‌کند و تا کنون چندین کتاب در مورد هزاره‌ها نوشته است.

 

احمدعلی حسنی


این صفحه را به اشتراک بگذارید:

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn