بررسی آثار شریف سعیدی در معرفت

بررسی آثار شریف سعیدی در معرفت


سه‌شنبه سوم اسد ۱۳۹۶، آثار محمد شریف سعیدی، شاعر و نویسنده، در لیسه‌ی عالی معرفت، در ادیتوریم فرانسس دوسوزا، نقد و بررسی شد. این برنامه که به همت موسسه‌ی ارتقای ظرفیت مدنی معرفت راه‌اندازی شده بود، با سخنرانی احمدضیا رفعت، شاعر و استاد دانشگاه، جواد سلطانی جامعه شناس و استاد دانشگاه، در مورد آثار و جایگاه آقای شریف سعیدی میان شاعران شاخص افغانستان همراه بود که با شعرخوانی شاعران جوان و اجرای موسیقی توسط گروه ترانه‌ی معرفت به پایان رسید.

احمد ضیا رفعت به عنوان نخستین سخنران برنامه، در مورد جایگاه محمدشریف سعیدی در شعر جدید افغانستان سخن گفت و اما ایشان برای روشن شدن جایگاه آقای سعیدی به سیر پردازش شعر و کار روی محور ادبیات، در چند دهه‌ی گذشته اشاره کرد. آقای رفعت با آنکه دید خوشبینانه نسبت به سیر ادبیاتی به خصوص رشد شعر در چند دهه اخیر دارد، فرایند رشد شعر در جغرافیای زبان فارسی را وابسته به عامل‌های گوناگون می‌داند. آقای رفعت خاطر نشان می‌کند که”به صورت مشخص در جغرافیای امروز افغانستان، شاید تا نیم سده پیش در این سرزمین در مورد شعر اتفاق خاص نیفتاد هرچند شعر سرودن یک جریان مداوم بود”. در ادامه آقای رفعت در مورد زمان رشد شعر در سده‌های اخیر در منظومه‌ی زبان فارسی، می‌گوید: شاید عمده‌ترین پویایی از دهه‌ی ۱۳۴۰ خورشیدی آغاز شد که البته تاثیر تحول‌های سیاسی و دموکراسی بر ادبیات را نمی شود نا دیده بگیریم، اما دگرگونی بیشتر در شعر افغانستان پس از سال ۱۳۵۷ اتفاق افتاد”. آقای رفعت علاوه کرد: در همین سال شاهد دو اتفاق بزرگ در دو قلم‌رو زبان فارسی استیم، یکی در افغانستان و دیگری در کشور ایران. در افغانستان پس از رویداد سیاسی ۱۳۵۷ دروازه‌ی افغانستان کم از کم به صورت گسترده‌ای، به روی جهان، دست کم به اروپای شرقی باز شد و این زمینه را برای شناخت ادبیات شناسان افغانستان برای اروپای شرقی و در این میان برای روسیه باز کرد و این سبب شد که در نیمه‌ی دوم ۱۳۶۰ شاهد این باشیم که شمار از شاعرانی که در داخل افغانستان با جدیت کار می‌کردند در کالبد کم رمق شعر افغانستان یک مقدار روحیه‌ی تازه تری بدمد که بیشتر به شعر نیمایی و سپید رغبت نشان دادند که از لحاظ محتوا به مضمون‌هایی یک مقدار سیاسی، اجتماعی و خواست‌های توده‌ای را سعی کردند وارد شعر کنند یعنی شعر را از منظر آسمانی‌اش یک مقدار به زمین بیاورند و بخواهند که خواست‌های اجتماعی را در شعر بازتاب بدهند. آقای رفعت با اشاره به رشد شعر افغانستان در جامعه‌ی ایران و روحیه گرفتن کسانی که در گفتن شعر در جامعه‌ی ایران از خود قوت و شایستگی نشان دادند مهم خواند و خاطر نشان کرد که “افغانستانی‌های که به ایران یا مهاجر شدند و یا هم در آنجا متولد شدند، به خصوص رو آوردن زنان به شعر بسیار ارزنده است که انصافن زنان در این مدت خیلی موفق بودند”. از سویی آقای رفعت، از مهاجر شدن عده‌ای از شاعران افغانستان در دهه‌ی ۱۳۸۰ به پاکستان نیز یادآور شد؛ اما جایگاه آن‌ها را بنابر دور بودن از جامعه‌ی زبانی، چندان قابل تامل ندانست؛ اما ایشان یادآر شد که برخی از افراد مهاجر شده در پاکستان و با وجود دوری از جامعه‌ی زبانی به کارهای مداوم و خلاقانه‌ی شان در آنجا ادامه دادند و یا هم از مسیر پاکستان رهسپار کشورهای اروپایی شدند که به گفته آقای رفعت، محمد شریف سعیدی یکی از همان افراد است. در ادامه، آقای رفعت شریف سعیدی را از جمله شاعران “شاخص” افغانستان خواند و زبان شعر آقای سعیدی را مملو از حس عاشقانگی همراه با مساله‌های سیاسی و اجتماعی توصیف کرد. در ادامه، به باور آقای رفعت روند رشد ادبیات در افغانستان همچنان کند است. به گفته‌ی ایشان در قدم نخست زبان نوشتاری نویسنده‌های افغانستان بیشتر توصیفی است تا علمی و فکری و در مرحله‌ی بعدی جایگاه نا مشخص نقد و بررسی نسبت به اثرهای تولید شده نگران کننده است. ایشان تاکید می‌کند که نقد به مثابه‌ی باز تولید اثر بعد از نویسنده‌ی اصلی است و باعث می‌شود که تولید کننده‌ی اول تغذیه شود و همراه با آن، نقد باعث می‌شود که معلومات مخاطبان در موردهای گوناگون بالا رود. آقای رفعت دلیل رویکرد توصیفی را برخواسته از پردازش دانشگاه‌های افغانستان بیان می‌کند ولی خاطر نشان می‌کند که” کسانی که در کشورهای پیشرفته در مطقع‌های بالایی مثل ماستری و دوکتورا تحصیل کرده اند با زبان علمی و فکری بیشتر آشنایی پیدا کردند”.  همچنان، آقای رفعت شعر را همان سخن زیبا توصیف کرد و روشن ساخت که” چون شعر مساله‌ی مهم زبان را روشن می‌کند و از سویی شعر همان سخن زیباست و زبان هم خودش یکی از هویت‌های جامعه‌ی انسانی است، پس برای زیبا کردن زبان و شناساندن هویت یک جامعه‌ی مشخص انسانی، پرداختن به شعر از اهمیت بالایی برخوردار است” او ادامه داد که برای زیبا کردن زبان یک جامعه و هویت بخشیدن به یک فرهنگ و مردم، وظیفه‌ی اساسی کسانی که در بخش ادبیات کار می‌کنند و به خصوص شاعران، زیبا کردن، بالا بردن اهمیت زبان و معرفی کردن هویت انسانی است.

جواد سلطانی با توجه به رویکرد حاکم سیاسی و فرهنگی، وضعیت فعلیِ کارهای بنیادی علمی و فکری را نا امید کننده توصیف کرد و نقش افرادِ دخیل در امور دینی در تابو کردن ارزش‌ها را خسته کننده خواند و علاوه کرد که دور کردن مردم از سیطره‌ی فکری و رهنمایی از تعقل و تفکر را وضعیت نا میمون فعلی برعهده گرفته اند که به نظر می‌رسد بر گرفته از فرهنگ بدوی و تجاهل تاریخی است. آقای سلطانی شرایط فعلی را “وضعیت امتناع از نقد” توصیف کرد و خاطر نشان ساخت که در حال حاضر جامعه‌ی ما با یک روحیه‌ی سخت امتناع از نقد روبه‌رو است. به گفته‌ی آقای سلطانی وقتی که وضعیت حاکم سد بزرگ بر تفکر و علم‌پروری باشد، چطور می‌توان شاهد شاهکار علمی از طریق نقد در جامعه باشیم. با این حال، ایشان جایگاه زبان شعر و تفکر شاعرانگی را در افغانستان نا مطلوب خواند و گفت وضعیت فعلی اجازه نمی‌دهد که به صورت درست و همه‌جانبه در مورد جایگاه تفکر و زبان شعر در افغانستان صحبت کنیم و اثرهای تولید شده را درست بررسی کنیم. در ادامه ایشان با توجه به پیشینه‌ی تعریف شعر و کار در بخش زبان و ادبیات از دانشمندان، کار شاعر و فعالیت‌های هنری را صرف تقلید از مطلوب موجود ندانست و تاکید کرد که باید کار شاعر فراتر از تقلید باشد و راه‌کارهای مناسبی برای جامعه و مخاطبان خود داشته باشد. به گفته‌‌ی آقای سلطانی هرگاه شاعران نتوانند، جریان فکری یک جامعه را درست تبیین کنند، و رویکرد شان با موضوع‌های علمی نا متعادل باشد، در واقع راه به جایی نمی‌رسد. ایشان آقای سعیدی را نیز در شمار کسانی دانست که زبان شعری ایشان در باز کردن راه تفکر و تعقل روشن و کارساز است.

محمدشریف سعیدی که میزبان برنامه‌ی “سبدی پر ز انار” بود، با اتفاق نظر با آقای رفعت در مورد رشد شعر در جامعه‌ی ایران، شعر شاعران امروز را خیلی قدرت‌مند از جریان‌های گذشته خواند و برایند نا مطلوب حضور مهاجران افغانستانی را به خصوص در ایران ستودنی توصیف کرد و خاطر نشان ساخت که با وجود برخوردهای تحقیرآمیز ایرانی‌ها، روحیه‌ی بالای شاعران افغانستانی و رشد آنان را قابل تمجید دانست. ایشان با اینکه داشتن پوتانسیل شعر در شاعران و آشنایی آن‌ها با درد مردم و بیان مشکل جامعه را بالا می‌داند؛ اما به گفته‌ی او شعر امروز از بستر اصلی خود بیرون شده است. آقای سعیدی می‌گوید: شعر وقتی سیاسی می‌شود باید شعاری و صریح باشد، شعر وقتی ایدولوژیک می‌شود، باید افراطی باشد، باید تعیین کننده باشد، باید قطعیت داشته باشد، باید یقین داشته باشد، در حالی که در شعر دنیای یقین نیست، شعر دنیای تردید است و تردید زیبا. ایشان زبان شعر را زبان استعاره بیان می‌کند ولی امروز رویکرد اصلی استعاره از شعر را دور شده می‌داند، به باور آقای سعیدی زبان استعاره زبان فکر است. تاکید اصلی آقای سعیدی بر نگاه کردن زبان ابهام در شعر است و به این باور است که ابهام در شعر امروز کم‌رنگ شده است. ایشان اضافه می‌کند: ما به مشکلی در طی سه دهه با آن مواجه هستیم، ما از شعری که زبان ابهام است، از آن دور شده ایم، در صورتی که از ابهام است که به تفکر می‌رسیم، از صراحت به تفکر نمی‌رسیم، از صراحت به قطعیت می‌رسیم؛ اما شما از استعاره، از کنایه و از ابهام به تفکر می‌رسید و به همین خاطر است که شعر ما در جهان به عنوان شعر تفکر ترجمه شده است. از سویی، آقای سعیدی با وجودی که برقراری ارتباط زبان و ادبیات را در تحکیم دفاع از حقوق انسانی ملت‌ها با ارزش می‌خواند؛ اما می‌گوید یکی از مشکل‌های افغانستان نداشتن توانایی برقراری زبان ادبیاتی با جهان است و می‌گوید: یکی از مشکلات ما این است که ما افغانستان را به جهان حتا از زاویه دید ادبیات درست معرفی نتوانستیم، یعنی در دنیا چه تعدادی از گروه ها از حق انسانی افغان‌ها دفاع می‌کنند؟ و صراحت می‌دهد: خیلی کم. ایشان با توجه به اهمیت این مساله به حساس بودن جوامع گوناگون چه از لحاظ فردی و چه از لحاظ حکومتی به افرادی مانند نخست وزیر سویدن نسبت به دفاع از حقوق ملت فلسطین اشاره می‌کند و بیان می‌کند که حتا نخست وزیر سویدن در این راه جانش را از دست داده است و یگانه دلیل آن را داشتن انسان‌های قوی و فعال در عرصه‌ی زبان ادبیات در جامعه‌ی عرب عنوان می‌کند، در صورتی که به گفته‌ی آقای سعیدی جامعه‌ی افغانستان یک جامعه‌ی”بی‌زبان” است و تا کنون موفق نشده است این مهم را برای مردم دیگر به خوبی معرفی کند.

شریف سعیدی از شاعران مطرح امروز افغانستان، در سال ۱۳۴۸ در ولایت غزنی، ولسوالی جاغوری زاده شده است که تا صنف چهارم در زادگاهش درس خواند و سپس در سال ۱۳۶۶ به ایران مهاجر شد و در آنجا ادامه‌ی تحصیل داد. او در حال حاضر در کشور سویدن زندگی می‌کند. از آقای سعیدی تا کنون، مجموعه‌های شعری مانند: ماه هزار پاره، الف لام میم دال، تبر و باغ گل سرخ، وقتی کبوتر نیست، قفل‌های بزرگ، آهسته رفتن چاقو، سفر آهوها، خواب عمودی، قفل بزرگ و جانماز چینی چاپ شده است.

احمدعلی حسنی

 


این صفحه را به اشتراک بگذارید:

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn