“خدا در نگاه توست”

“خدا در نگاه توست”

سمیع‌الله صفدری، دوازدهم الف پسرها

۵ اسد ۱۳۹۸

220 بار


این صفحه را به اشتراک بگذارید:

Share on Facebook0Share on Google+0Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn0Print this page

شناخت خود و خدا خیلی برایم آسان شده. خیلی آسان است؛ کافی است دور و برم را خوب به دقت نگاه کنم. می‌بینم که خودم ساده هستم؛ به سادگی خدا، خودم اطرافم را خوب می‌شناسم؛ هستی و طبیعت. خوب می‌دانم که اگر هستی نباشد من هم نیستم و اگر من نباشم چیزی به نام هستی هم نیست. من و هستی عین روح و حیاتیم که لازم و ملزوم یکدیگرند. من خودم را با طبیعت یا هستی یکی می‌بینم؛ هستیِ که در آن نشانه‌های خداوند است.
وقتی در قرآن کریم می‌خوانم که “خداوند در همه جا هست” پی می‌برم که منظور این حرف چه است. خداوند وقتی هرجا باشد، در هر چیزی قابل «بودن» است. گاهی این بودن در رگ گردن یک قربانی، تمام می‌شود و گاهی به ناله‌های یک یتیم از دود و  باروت قصه می‌کند. من قبلن دیدم که طالبان خداوند را در فریادهای زنان معصوم نادیده گرفتند. من دیدم که با نام‌های گوناگون در محکمه‌های صحرایی فرشته‌هایی را سنگ‌باران کردند و سادگی خداوند را با سیاهی تمام به نام زنان و با تهمت ناپاکی نادیده گرفتند. من دیدم که مهربانی خداوند را لای غرش‌های وحشت‌ناک و با دُره و کلمه‌های چرکین بر اطفال نعره رفتند و از آن‌چه وحشت و ترس در وجود آنان رخنه کرده‌بودند، پاشیدند و پاکی و معصومیت خدا را نادیده گرفتند. خدا در آن نگاه‌ها وجود داشت و دیدم که لای چشمان زنان و اطفال این خاک، تبدیل به اشک می‌شد و بر زمین می‌ریخت.
من از استاد زندگی‌ام «نگاه معنایاب» را آموختم، او برایم واضح کرد که خدا در کجاها بیشتر وجود دارد و بر چه نشانه‌های حضور خود را برجسته می‌سازد. خداوند در خنده‌ی معصوم و پاک طفل که تازه زاده می‌شود یا در گریه‌اش حضور دارد، خداوند در شگفتن گل های ارغوان و غنچه های صحرا حضور دارد.
خداوند در عشق وجود دارد و این عشق است که از خداگونه بودن زاده می‌شود.
خدا عاشقانه بنده‌هایش را دوست دارد و بنده‌های که خداگونه‌اند؛ پاک و بی‌ریااند. می‌بینید وقتی خود را می‌شناسید به آیینه ببینید و از آن‌چه بر شما تجلی می‌کند باور کنید که مظهر حضور خداست که در آیینه از شما متجلی می‌شود.
بله، خدا جایی دور نیست در قلب آدمی‌ست و در نگاه تو دیده و معنا می‌شود!

 


نظر شما چیست؟