حرف دل

حرف دل

مژگان جمال، نهم الف

۱۰ حوت ۱۳۹۶

226 بار


این صفحه را به اشتراک بگذارید:

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

هیچ چیز غیر واقعی‌تر و گمراه کننده‌تر از احساسات انسان‌ها نیست. می‌توان به پایان راه رسید و دل زده شد، از کسی که تا دیروز عاشقش بودی؛ اما امروز نیستی. کافی است. همین کسی که خدا خدا می کردی راهش را بکشد و زودتر برود، دوباره به در کوچه‌بازار احساسات پرسه می‌زند. در گیرودار بازی با احساسات، می‌بینی ناگهان یکی دیگر را از تو بهتر می‌داند و آن را از توبرتری می‌دهد. این‌جاست که در این بازی از دوری‌اش مثل ماهیِ افتاده بر شن داغ می‌شوی که از تو صرف نظر کرده و دیگری را انتخاب کرده است. کسی که همین دیروز بود و می‌گفت: من از تو هستم؛ اما امروز تو برای آمدنش با تِک تِک ثانیه‌ها شرط بسته‌ای که برای حضورش خود را هر دم می‌کُشی. فکر می‌کنی حالا می‌آید، حالا می‌آید، حالا زنگ می‌زند، حالا زنگ می‌زند؛ اما او راه دیگری برایش انتخاب کرده است. کم کم به این نتیجه رسیدم که اگر هر شخص و یا هر چیز دیگری نسبت به چیز‌های دیگر مقدم باشد، از دوم و سوم آن همیشه بهتر است.

می‌توان گفت عشق اول انسان، بهترین و پاک‌ترین عشق است. تجربه‌ای که با اولین عشق به وجود می‌آید هرگز تکرار شدنی نیست. از این رو برای دوباره آمدنش با تِک تِک ثانیه‌ها شرط بسته می‌کنم و او خواهد آمد. در غیر آن یا من منتظر می‌مانم یا تِک تِک ثانیه‌ها خواهد مرد.

 

 

 


نظر شما چیست؟