معلم در کجای جامعه‌ی افغانستان قرار دارد؟ نگاه گذرا به وعده‌های حکومت در پنج‌سال اخیر

معلم در کجای جامعه‌ی افغانستان قرار دارد؟ نگاه گذرا به وعده‌های حکومت در پنج‌سال اخیر

احمدعلی حسنی

۱۸ میزان ۱۳۹۸

71 بار


این صفحه را به اشتراک بگذارید:

Share on Facebook0Share on Google+0Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn0Print this page

به مناسبت روز جهانی معلم، تصمیم بر این شد که نگاه ویژه به معلم در این نسخه‌ی آیینه‌ی معرفت داشته باشیم. در این قسمت به صورت گذرا نگاهی به جای‌گاه معلم در زمان حکومت وحدت ملی می‌اندازیم؛ این‌که در وضعیت معیشتی و نگاه جامعه نسبت به معلم چه تفاوتی به میان آمده‌است، آیا حکومت وحدت ملی به وعده‌هایی که برای بهبودی وضع زندگی معلم داده بود، عمل کرده‌است؟ توجه دولت افغانستان و رسیدگی به امور معیشتی معلمان چه اندازه با کشورهای دیگر تفاوت دارد؟ با تمام این موردها چه اندازه می‌توان در آینده، به امنیت شغلی و جای‌گاه مناسب معلم در افغانستان خوش‌بین بود؟

سران حکومت وحدت ملی در آغازین روزهای کاری‌اش از تغییر بنیادی در معارف افغانستان سخن گفتند و یادآور شدند که توجه جدی به معلمان یکی از وعده‌های تغییر اساسی در بدنه‌ی معارف است. در آغاز از بلند بردن معاش معلم تا فراهم کردن مسکن و امکانات عصری زندگی، دورنمای رویای معلم را در افغانستان سبز کرده‌بود. همراه با آن؛ اما شمار کودکان بازمانده از مکتب در سال‌های آغازین تولد حکومت وحدت ملی و ضرورت معلمان مسلکی نیز پایین‌تر از حالا بود. بر اساس گزارشی که در خبرگزاری جمهور در سال ۱۳۹۵ه.ش. به نشر رسیده‌است، وزارت معارف شمار دانش‌آموزان شامل در مکتب را ۸٫۵ میلیون و شمار معلمان را ۱۷۰ هزار خوانده بود. هم‌چنان در روی دیگر سکه‌ی معارف افغانستان، شمار کودکان محروم از مکتب را که واجد شرایط بودند، ۳٫۵ میلیون حک شده‌بود. با این وجود اگر تعداد دانش‌آموزان در یک صنف درسی را ۵۰ دانش‌آموز در نظر بگیریم، به رقم کودکان محروم از مکتب، ۷۰ هزار معلم دیگر در سال ۱۳۹۵ نیاز بوده‌است. بر اساس داده‌های وزارت معارف که در سال ۱۳۹۸ به دست آمده‌است رقم کودکان محروم از مکتب به ۳٫۷ میلیون رسیده‌است که این رقم با وجود کم‌بودی معلم در مکاتب افغانستان، ضرورت ۷۴ هزار معلم را نشان می‌دهد.

با توجه به مشکلات موجود از جمله ناامنی، فساد اداری در دولت و میزان رشد جمعیت در افغانستان، به میزان کودکان واجد شرایط در مکتب، ضرورت معلمان بیشتر نیز احساس می‌شود. هرچند تا کنون شمار معلمان مسلکی خیلی کم‌تر از رقم داده شده در سراسر افغانستان است، با آن‌هم اکثر کسانی که از موسسات دولتی و خصوصی تحصیلات عالی فارغ می‌شوند، بعضن خلاف رشته در مکتب‌ها مصروف تدریس‌اند. جدا از این مورد در اکثر مکتب‌ها در ولایات، دانش‌آموزان صنف‌های بالاتر برای صنف‌های پایین‌تر تدریس می‌کنند که این خود نشانه‌ی کم‌بودی معلم، به خصوص معلمان مسلکی و بدون مدرک تحصیلی است.

با توجه به وعده‌های جدی حکومت وحدت ملی برای رسیدگی به معارف افغانستان، از جمله بلند بردن معاش معلم، تهیه‌ی مسکن و امکانات عصری زندگی، تفاوت زیادی در معاش‌ ماهانه و امتیازات معلمان افغانستان نسبت به معلمان بعضی از کشورها وجود دارد. به طور نمونه، در سال ۱۳۹۵ معاش ماهانه‌ی یک معلم در افغانستان از ۶ هزار تا ۱۱ هزار افغانی بود و در کشور ایران یک معلم ماهانه از ۳۰۰ دالر تا ۶۰۰ دالر معاش دریافت می‌کرد. رقم معاش در کشور کوچک لوکزامبورک از ۷ هزار دالر تا به ۱۴هزار دالر، در کشور اسلواکی ۱۲۰۰ دالر، در کوریای جنوبی به معلمان تازه کار ۲۳۰۰ دالر و بعد از ده سال تدریس این رقم ماهانه به ۳۵۰۰ دالر می‌رسیده‌است.

جدا ازا آن، امنیت شغلی معلم در افغانستان به هیچ عنوان تضمین شده‌نیست، هرچند وزارت معارف بر تامین امنیت شغلی معلمان تاکید کرده‌است؛ اما تا هنوز در شماری از مکتب‌های خصوصی بابت نداشتن بودجه‌ی ناکافی، خطر از دست دادن وظیفه‌ی معلم و بسته شدن مکتب وجود دارد. در کنار آن در شمار از ولایت‌های ناامن، معلمان با وجود دیر رسیدن معاش ناکافی شان از سوی دولت، از اخاذی گروه طالبان زیر نام مالیات نیز شاکی‌اند. بی‌بی‌سی در گزارشی که در ۱۳۹۶ به نشر رسانده‌است، در آن، در کنار مالیات دولت، از جمع‌آوری مالیات از معلمان ولایت‌های غزنی، تخار، بدخشان و میدان وردک توسط طالبان گفته‌است. اکنون نیز این مشکل در شمار زیادی از ولایت‌های ناامن افغانستان در کنار مسدود کردن شماری از مکتب‌ها در مناطق تحت تصرف آنان جریان دارد.

وعده‌های حکومت وحدت ملی

براساس گزارشی که از سوی «مرکز مطالعات استراتیژیک منطقوی» از وعده‌های حکومت وحدی ملی به نشر رسیده‌است، رییس جمهور، در سال ۱۳۹۴ از ایجاد شهرک معلمین گفته بود و اظهار داشته‌بود که مشکل سرپناه معلمان از سوی دولت در طول شش‌ماه حل خواهد شد. در سال ۱۳۹۵ وزارت معارف با توجه به هدایت ریاست جمهوری، از “بلندبردن کیفیت معارف، غیر سیاسی کردن، بهبود وضعیت معلمین و نیز مشارکت زنان در زمینه‌های استراتیژیک معارف” سخن گفته‌بود که “ریاست جمهوری بعد از یک‌ونیم‌سال بابت نارسایی در وعده‌ها و برنامه‌هایش عذرخواهی کرد”. در آغاز سال آموزشی ۱۳۹۶، مشکلات معلمان مانند سال‌های قبل وجود داشت و هیچ اقدامی برای بهبودی وضع معارف صورت نگرفت. در سال ۱۳۹۷ اما، ریاست جمهوری این سال را «سال معارف» نام‌گذاری کرد و از تمامی وزارت‌خانه‌ها و ارگان‌های ملی و بین‌المللی خواست که در عرصه‌ی بهبودی معارف هم‌کاری همه‌جانبه با وزارت معارف داشته‌باشند. هم‌چنان در این سال از طرف ریاست جمهوری گفته شد که تمامی مکتب‌های مرکز و لایت‌ها را با انترنت وصل می‌کنند و تاکید کرد که ازدیاد معاش معلمان را تا ۲۷ اسد ۱۳۹۷ عملی می‌کنند که آن هم با توجه به مشکلات فراوانی که وزارت معارف به آن‌ها اشاره می‌کند، تا کنون عملی نشده‌است. در شروع سال ۱۳۹۸ ریاست جمهوری و وزارت معارف هم‌چنان بر عملی کردن وعده‌های سال‌های قبل تاکید کرد؛ ولی هم‌چنان تا هنوز از جمله ازدیاد معاش، تهیه‌ی مسکن برای معلمان و … عملی نشده‌است.

معلمی بهتر از بی‌کاری است

در حال حاضر با توجه به وضعیت کساد بازار کار، شمار زیادی از تحصیل‌کرده‌ها که از بخش‌های جدا از آموزش و پرورش فارغ‌التحصیل شده‌اند، خلاف رشته در مکتب‌های دولتی و خصوصی مصروف تدریس‌اند. این تحصیل‌کرده‌ها که به تعداد شان هرساله افزوده می‌شوند، بر خلاف میل، صرف برای گذراندن زندگی با معاش ناکافیِ مکتب زندگی می‌کنند. از سویی، معلمی به عنوان آخرین فرصت کاری در افغانستان، شغل پرجذبه و پردرامد برای تحصیل‌کرده‌ها به شمار نمی‌رود و نگاه اکثر مردم به آن محترمانه نیست. در اغلب اوقات فردی که در یک جمع قرار می‌گیرد، از وضع و ظاهر او و از برخورد افراد دیگر نسبت به شغل معلمیِ او، به خوبی می‌توان نگاه حاکم در جامعه‌ی افغانستان، نسبت به معلم و معلمی را درک کرد. از سویی هرگاه معلمی با عشق و علاقه همراه نباشد، نتیجه‌ی آن برای آینده‌ی جامعه بدتر از امتیاز ناچیزی‌ست که معلم از بابت معلمی خود از دولت دریافت می‌کند. هم‌چنان این معلمان برای رسیدگی به مصارف خانه و خانواده مجبورند، در کنار معلمی به شغلی دیگری نیز بپردازند، که خود باعث خستگی، دوری از متن درس و نارسایی در امور آموزش می‌شود. هم‌چنان خلاف رشته بودن، نداشتن تسلط بر موارد درسی، ناآشنایی با اصول تعلیم و تربیه و… می‌تواند یکی دیگر از از دلایل خلق نگاه منفی نسبت به آموزش و پرورش در بنیاد جامعه باشد. خانواده‌ها به هراندازه‌ای که به آموزش و پرورش نگا مثبت داشته‌باشند، با توجه به دریافت و نتیجه‌ی که از آموزش فرزندان شان در بعضی از مکتب‌ها به دست شان می‌آید، نسبت به آینده‌ی آموزش و پرورش دل‌سرد خواهند شد. با توجه به وضع نابه‌سامان معلمان در مکتب‌های دولتی، بعضی از مکتب‌های خصوصی اندکی متفاوت‌تر به معلمان توجه دارند؛ ولی با توجه به نیازمندی‌های معلمان در افغانستان و معیارهای لازم و تایید شده از سوی مراجع بین‌المللی این حد نیز ناکافی به نظر می‌رسد.

 


نظر شما چیست؟