ما در کجا قرار داریم، دنیای مجازی یا واقعی؟

ما در کجا قرار داریم، دنیای مجازی یا واقعی؟

آیدا دُرسا، دوازدهم الف دخترها

۱۱ میزان ۱۳۹۸

820 بار


این صفحه را به اشتراک بگذارید:

Share on Facebook0Share on Google+0Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn0Print this page

 

این دور زمانه طوری شده که بیشتر ما آدم‌ها کتابچه‌ی خاطرات نداریم؛ درد دل‌های خود را نمی‌نویسیم، درد دل‌های ما مجازی شده، آن‌را برای هم تایپ یا هم در صفحات اجتماعی برای هم پست می‌کنیم.

می‌دانید! کتابچه‌ی خاطرات ما آدم‌ها یک صفحه‌ی چند سانتی‌متر به‌نام تلفون شده که نمی‌توانیم مثل کتابچه‌ی خاطرات که قبلا داشتیم، آن‌را بسوزانیم که هر چی در آن کتابچه بود، بسوزد و باد هوا شود؛ بل‌که وقتی می‌خواهیم خاطرات خود را مرور کنیم، سوابق چت‌ها را باز می‌کنیم و می‌خوانیم، ‌درد دل‌های که برای هم کردیم، غصه‌های که با هم خوردیم و هزار و یک حرف دیگر اما خدا می‌داند که چه اندازه درد دارد و چه‌قدر سخت است برای تحمل. خواندن همین سوابق چت‌ها که نمی‌توان پاکش کرد و نمی‌شود آن‌را به باد فراموشی سپرد.

خیلی عجیب است این‌که حتی رفاقت هم مجازی شده است. اگر تورا با علامت سبزرنگ در صفحات اجتماعی دیدند و همیشه با آنها چت کردی، تو می‌شوی رفیق ناب؛ ولی کافی‌ست چند دقیقه ناوقت جواب بدهی، با لمس چند ثانیه‌یی در صفحه‌ی تلفون روی گزینه‌ی بلاک تورا قسمی فراموش می‌کنند که فکر می‌کنی برای آنها اصلا وجود نداشتی.

ما اصلا آدم‌های وفاداری نیستیم، خیلی زود به هم‌دیگر دل می‌بندیم و با یک چشم برهم زدن فراموش می‌کنیم و فراموش می‌شویم. ما آدم‌ها پشت همان صفحه‌ی تلفون خیلی حرف‌ها به هم می‌گوییم، ‌خیلی چیزا را با هم شریک می‌کنیم، پشت چت انواعی از استیکرها را به هم می‌فرستیم و یا هم حرف‌های قشنگ قشنگ به هم می‌گوییم؛ ولی معلوم نیست در واقعیت هم همین‌طور است یا نه! این‌گونه که ما آدم‌ها زندگی می‌کنیم شکی نیست که همه هم مجازی شویم؛ سرگرم خودمان و همان دنیای مجازی مان. شاید دیگر مجلس‌های دورهمی فامیلی نداشته باشیم.

بعضی اوقات باید مدیون کسانی بود که این دنیای مجازی را ساختند که باعث می‌شود کسی نبینند که واقعا ما خوشحالیم یا نه،‌ نبینند که یک آدم چقدر درد دارد و چقدر حرف های نا گفته. ای کاش همان کتابچه‌های خاطرات قفلی بود تا رفاقت، احساسات، عشق، ‌کتابچه‌های خاطرات ما و حتی ما آدم‌های مجازی نمی‌شدیم. بیایید کمی حقیقی باشیم!


نظرات:

سلام میکنم و بعد این سلام این دختر زیبا را من در کوچکی یکبار دیدم ولی میخواهم بهتر از صفحه مجازی همراهش دوستی نمایم من یک مدر چهل و پنج ساله هستم که دو پسر بدون در کشور ناروی بزرگ کردم و میدانم رویاهای جوان به این سند را . پس لطفا اگر این خواهر نازنین نیاز مادی داشته باشد در کنارش مسل یک برادر نه مجازی بلکه از طریق مجازی میخواهم ازش احوال بیگیرم آیا امکان تماس است ؟؟؟
با احترام رضای نوروژ کارمند حقوق بشر

توسط: برکت علی رضای

(میزان ۱۲, ۱۳۹۸)


عالی است موفقیت های بیشتر خواهانیم برایشان.

توسط: مهدی

(میزان ۱۲, ۱۳۹۸)


ما فقط یک جسمِ مان حقیقی اس و دیگر همه چیز مجازی و متافیزیک است.

توسط: Jawad

(میزان ۱۳, ۱۳۹۸)


رفیق نازم مثل همیشه ناب ترین متن ها را مینویسی به تو افتخار میکنم و این نوشته ات خیلی زیبا بر علاوه خیلی واقعیت است اما هیج چیز ارزش غصه و غم خوردن ندارد حتی انسان های مجازی.
تو در دل خیلی ها عزیز و ناب استی!

توسط: Fawzia

(میزان ۲۳, ۱۳۹۸)


نظر شما چیست؟