 ايمان بدون معرفت، تلقين کور و ناخودآگاه است يکي از مواردي که انسان را در واکنش در برابر ستم و اجحاف قرون وسطي تا حدودي زياد منحرف ساخت آزادي خواهي بود. آزادي زيباترين گوهري است که انسانيت انسان در بستر آن تحقق مي يابد، اما گاهي آزادي قيد مثبت بودن را از دست مي دهد و به نوعي لاقيدي مي رسد. انسان امروز آزادي را به مثابه آزادي مي پرستد. انسان امروز در غرب آزادي را در حد پرستش دنبال مي کند و اين باعث شده است که به نوعي از تکليف و مسئوليت هاي خود غافل شود و به خصوص که تفکيک آزادي مثبت و آزادي منفي را به درستي نتواند.
آزادي مثبت و منفي در ديد من بسيار به سادگي قابل تفکيک اند: آزادي مثبت يعني آزادي در انجام هر کاري که براي ديگران سود برساند و يا حد اقل ضرر نرساند. آزادي منفي عکس اين است. يعني آزادي در انجام عملی که به ديگران ضرر برسد. افراط در آزادي خواهي انسان را در مراحل اوليه زندگي به هيجان مي آورد، در مراحل وسطي زندگي به سرخوردگي و بن بست دچار مي سازد و در مراحل نهايي زندگي به يأس و دلمردگي و حسرت گرفتار مي سازد. ادامه مطالب... (1 نظر)
|